حميمي
🌐 صمیمی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 صمیمی
📌 صمیمانه
📌 مسحورکننده
جمله سازی با حميمي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان اللقاءُ حميميًّا إلى درجةٍ جعلت الضيوف يشعرون أنهم بين أهلهم.
فضای جلسه آنقدر صمیمی بود که مهمانان احساس میکردند در جمع خانواده هستند.
💡 أثناء النشوة الروحية، شعروا باتصال حميمي مع الوجود الإلهي.
در طول وجد معنوی، آنها ارتباط صمیمانهای با حضور الهی احساس میکردند.
💡 اختار المصورُ أسلوبًا حميميًّا في التقاط صور العائلة داخل المنزل.
عکاس برای گرفتن عکسهای خانوادگی در داخل خانه، سبکی صمیمی را انتخاب کرد.
💡 شعرت بشعور حميمي عندما لمست شريكها وجنتها برفق.
وقتی به آرامی گونهی شریک زندگیاش را لمس کرد، احساسی صمیمانه در او ایجاد شد.
💡 وصفَ الكاتبُ المشهدَ بأنه حميميٌّ لأنه يكشف مشاعر الشخصيات بوضوح.
نویسنده این صحنه را صمیمی توصیف کرد زیرا به وضوح احساسات شخصیتها را آشکار میکند.