حلا

🌐 آب نبات

«حلا» به معنی «شیرین شد»، «دل‌پسند شد» یا «زیبا و خوش‌آیند گردید» است. این واژه از ریشه‌ای می‌آید که با شیرینی، خوشمزگی و گاهی جذابیت و لطافت مرتبط است.

فعل (verb)

📌 حل کردن

اسم (noun)

📌 وضوح تصویر

دیکشنری عربی به فارسی

📌 راه حل

جمله سازی با حلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬تا اائن حلا ااباء الا ااساض ت ا اات وً ا ااإم ‪ٟ‬سم ا ااه‪.

تائن هالا أباء الاسد ت آعات وان آ اعیم ٟسم آه.

💡 ومع ذلك، ليس المال حلا لكل أمراض العالم.

با این حال، پول راه حلی برای همه مشکلات دنیا نیست.

💡 ولذلك لم نجد حلا إلا الفرار إلى بعض الكهوف.

بنابراین، چاره‌ای جز فرار به غارها نیافتیم.

💡 تعاسرَ الصديقانِ في البدايةِ، لكنهما حلا الخلافَ بعدَ حديثٍ صريحٍ.

این دو دوست در ابتدا با هم اختلاف نظر داشتند، اما پس از گفتگویی صریح، اختلاف را حل کردند.

💡 وقد يكون إيجاد هيئات مشتركة حلا مناسبا.

ایجاد نهادهای مشترک می‌تواند یک راه حل مناسب باشد.

💡 مع مرور الوقت، هدات المشكلة ووجدوا لها حلا مناسبا.

با گذشت زمان، مشکل فروکش کرد و آنها راه حل مناسبی پیدا کردند.

کلمات مرتبط