حلا
🌐 آب نبات
فعل (verb)
📌 حل کردن
اسم (noun)
📌 وضوح تصویر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 راه حل
جمله سازی با حلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا اائن حلا ااباء الا ااساض ت ا اات وً ا ااإم ٟسم ا ااه.
تائن هالا أباء الاسد ت آعات وان آ اعیم ٟسم آه.
💡 ومع ذلك، ليس المال حلا لكل أمراض العالم.
با این حال، پول راه حلی برای همه مشکلات دنیا نیست.
💡 ولذلك لم نجد حلا إلا الفرار إلى بعض الكهوف.
بنابراین، چارهای جز فرار به غارها نیافتیم.
💡 تعاسرَ الصديقانِ في البدايةِ، لكنهما حلا الخلافَ بعدَ حديثٍ صريحٍ.
این دو دوست در ابتدا با هم اختلاف نظر داشتند، اما پس از گفتگویی صریح، اختلاف را حل کردند.
💡 وقد يكون إيجاد هيئات مشتركة حلا مناسبا.
ایجاد نهادهای مشترک میتواند یک راه حل مناسب باشد.
💡 مع مرور الوقت، هدات المشكلة ووجدوا لها حلا مناسبا.
با گذشت زمان، مشکل فروکش کرد و آنها راه حل مناسبی پیدا کردند.