حقيبتها
🌐 کیفش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کیفش
📌 کیف پولش
📌 کوله پشتی او
📌 چمدانش
📌 کیف دستی او
جمله سازی با حقيبتها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تضع الأم حقيبتها قرب الباب قبل أن تبدأ بتحضير الطعام للعائلة.
مادر قبل از اینکه شروع به تهیه غذا برای خانواده کند، کیفش را نزدیک در گذاشت.
💡 حملت السائحة كريم الشمس في حقيبتها لأنها تمضي وقتًا طويلًا تحت الضوء.
این توریست کرم ضد آفتاب را در کیفش حمل میکرد زیرا زمان زیادی را در نور میگذراند.
💡 فتحت جودى حقيبتها بعبوس ثم اخرجت االنش بوكس وظهرتها له.
جودی با اخم کیفش را باز کرد، سپس ظرف غذا را بیرون آورد و به او نشان داد.
💡 وضعت سارة محفظتها في حقيبتها ثم خرجت إلى العمل.
سارا کیف پولش را در کیفش گذاشت و سپس برای رفتن به محل کار از خانه بیرون رفت.
💡 خرجت الفتاة سائر من المدرسة وهي تحمل حقيبتها الثقيلة.
دختر، سائر، در حالی که کیف سنگینش را به دوش میکشید، مدرسه را ترک کرد.
💡 ساعدتها والدتها في ترتيب حقيبتها قبل ذهابها إلى السفر.
مادرش قبل از رفتن به سفر به او کمک کرد تا چمدانش را ببندد.
💡 كانت حقيبتها صغيرة لكنها منظمة وتحتوي على كل ما تحتاجه.
کیفش کوچک اما مرتب بود و هر چیزی که لازم داشت را در آن جا میداد.
💡 خرجت الفتاة كخشية من المطر وهي تحمل حقيبتها بسرعة.
دختر انگار که از باران ترسیده باشد، بیرون رفت و کیفش را سریع حمل کرد.
💡 سارت الأختُ الصغيرة نحو بيتنا إلی وهي تحمل حقيبتها ببطء.
خواهر کوچکتر در حالی که کیفش را حمل میکرد، آرام آرام به سمت خانهی ما آمد.
💡 ساعدَ المعلم الفتاة التي الفتاة فقدتْ حقيبتها في ساحة المدرسة.
معلم به دختری که کیفش را در حیاط مدرسه گم کرده بود کمک کرد.
💡 حملت المرأة مضلة صغيرة في حقيبتها تحسباً لهطول المطر.
زن یک چتر کوچک در کیفش داشت، برای مواقعی که باران میبارید.
💡 ركضتْ الفتاةُ خلف حقيبتها عندما سقطت منها في الشارع.
دختر وقتی کیفش از دستش در خیابان افتاد، دنبالش دوید.