حطام

🌐 آوار

«حطام» یعنی خرده‌ریز، پاره‌پاره، بقایای شکسته و بی‌ارزش. این واژه معمولاً برای چیزی به‌کار می‌رود که خرد شده، فرو ریخته یا از بین رفته و فقط تکه‌های آن باقی مانده است. در کاربرد ادبی، گاهی برای اشاره به متاع دنیا یا چیزهای بی‌دوام نیز استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 آوار

📌 خرابه

📌 غرق شدن کشتی

📌 قلوه سنگ

📌 ریزه‌ها

📌 جتسام

جمله سازی با حطام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (اُكتشفت أول مرة في حطام سفينة نيوسترا سينورا دي أتوشا)

(اولین بار در لاشه کشتی Nuestra Senora di Atocha کشف شد)

💡 ‬و بات القلب يشكي هم فراقي لها‬ ‫وقعت في القاع و أمنياتي تتطاير باألفق و أنا في وسط حطام أحالمي‪

و قلبم از درد جدایی از او شروع به ناله کردن کرد؛ به قعر سقوط کردم، و امیدهایم به باد رفت، و من در میان ویرانه‌های رویاهایم هستم.

💡 وجدت فرق الإنقاذ حطام الطائرة متناثرًا في المنطقة الجبلية بعد الحادث.

تیم‌های امداد و نجات پس از حادثه، لاشه هواپیما را که در منطقه کوهستانی پراکنده شده بود، پیدا کردند.

💡 جمع العمال حطام الزجاج من الأرض بعد انكسار النافذة.

کارگران پس از شکستن پنجره، خرده شیشه‌ها را از روی زمین جمع کردند.

💡 ‬لقد هدمت كل ش يء‬ ‫وعاودت البناء من جديد من حطام نفس ي‪

همه چیز را ویران کردم و از ویرانه‌های روح خودم، دوباره ساختم.

💡 ‬وقعت في قاع‬ ‫ْ‬ ‫اكتئابي في دوامة أمنياتي تطايرت بأفق و أنا وسط حطام احالمي‪

در ژرفای افسردگی‌ام فرو رفتم، در گردابی از آرزوهای پراکنده تا افق گرفتار شدم، و در میان ویرانه‌های رویاهایم ایستاده بودم.

کلمات مرتبط