حديدة
🌐 آهن
مؤنثِ «حديد» است و میتواند به معنی «قطعه آهن» یا «چیز آهنی» باشد؛ در بعضی کاربردها نیز نامِ مؤنث یا صفت مؤنث است.
اسم (noun)
📌 حدیده
📌 آهن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حدیده
جمله سازی با حديدة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجدتُ حديدةً صدئةً قرب الورشة، فطلبتُ من العامل التخلص منها فورًا.
من یک تکه آهن زنگ زده نزدیک کارگاه پیدا کردم، بنابراین از کارگر خواستم فوراً از شر آن خلاص شود.
💡 أمسك الطفلُ حديدةً صغيرةً كان يلمع سطحها تحت ضوء الشمس.
کودک تکه آهن کوچکی را برداشت که سطح آن زیر نور خورشید میدرخشید.
💡 رُكِّبت حديدةٌ جديدة على الباب حتى يصبح أكثر أمانًا وسهولةً في الإغلاق.
یک میله آهنی جدید روی در نصب شد تا آن را ایمنتر و بسته شدنش را آسانتر کند.
💡 لكننووي لمحووت قوائم حديدة أسفل الجدار ففهمت اللعبة.
اما مجبور شدم میلههای آهنی پایین دیوار را بردارم، و آن وقت بازی را فهمیدم.