حبوب

🌐 قرص

«حبوب» جمعِ «حبّة» است و به معنی «دانه‌ها»، «حبوبات»، یا «غلات» می‌آید. در کاربرد روزمره عربی، این واژه می‌تواند به انواع دانه‌های خوراکی، غلات، یا حتی قرص‌ها در بعضی بافت‌ها اشاره کند. همچنین در داروسازی و پزشکی، «حبوب» گاهی برای «قرص‌ها» به کار می‌رود. بنابراین ترجمه آن بسته به متن می‌تواند «دانه‌ها»، «حبوبات»، یا «قرص‌ها» باشد.

اسم (noun)

📌 دانه

📌 غلات

📌 لوبیا

📌 ذرت

📌 پالس ها

جمله سازی با حبوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترت والدتي حبوب الفطور الصحية لتناولها مع الحليب كل صباح.

مادرم هر روز صبح غلات صبحانه سالم می‌خرید تا با شیر بخورد.

💡 كانت حبوب القمح محفوظةً في أكياسٍ كبيرة داخل المخزن القديم.

دانه‌های گندم در کیسه‌های بزرگ داخل انبار قدیمی نگهداری می‌شدند.

💡 أصيبَ العاملُ بحمي القش كلَّ ربيع بسبب الحساسية من حبوب اللقاح.

این کارگر هر بهار به دلیل آلرژی به گرده گل‌ها از تب یونجه رنج می‌برد.

💡 ‫أجابها ببساطة ‪:‬‬ ‫ ربما تكونين قد نسيت أو أنك أخطأت في تناول حبوب منع الحمل‪ ,‬وبدال منها تناولت بنادول‬ ‫مثال.

او به سادگی پاسخ داد: شاید شما فراموش کرده‌اید یا در مصرف قرص‌های ضدبارداری اشتباه کرده‌اید و به جای آن، مثلاً پانادول مصرف کرده‌اید.

💡 وصف الطبيب حبوب العلاج بدقة حتى لا يخطئ المريض في الجرعة.

پزشک قرص‌های دارویی را دقیقاً تجویز کرد تا بیمار در دوز مصرفی اشتباه نکند.

💡 في غضون دقائق من تناول حبوب منع الحمل كل صباح، لا أتذكر إذا كنت أخذتها أم لا.

چند دقیقه بعد از خوردن قرص ضدبارداری هر روز صبح، یادم نمی‌آید که آن را خورده‌ام یا نه.

کلمات مرتبط