حبة دوا

🌐 قرص

«حبة دوا» یعنی «یک قرص دارو» یا «یک دانه دارو». «حبة» یعنی دانه / قرص و «دوا» یعنی دارو. در فارسی امروز، این ترکیب معمولاً به «یک عدد قرص» یا «یک دانه دارو» ترجمه می‌شود، بسته به اینکه منظور داروی قرصی باشد یا یک داروی دانه‌ای / حبه‌ای.

جمله سازی با حبة دوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعت الأم حبة دوا على الطاولة وطلبت من ابنها ألا ينساها.

مادر قرصی روی میز گذاشت و از پسرش خواست که آن را فراموش نکند.

💡 أخذ المسافر حبة دوا قبل الرحلة حتى لا يشعر بالدوار في الطريق.

مسافر قبل از سفر قرص خورد تا در مسیر احساس سرگیجه نکند.