جيلي

🌐 ژله

این واژه ممکن است به ژله‌ای / جیلی اشاره کند، یا صورت عربی‌نویسی‌شدهٔ نام یا صفتی بیگانه باشد. در فارسی «جیلی» اغلب به چیزی نرم و لرزان مانند ژله گفته می‌شود، اما در عربی بسته به متن می‌تواند نام خاص یا واژه‌ای وام‌گرفته باشد.

اسم (noun)

📌 ژله

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نسل من

جمله سازی با جيلي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترت أمي علبة جيلي للأطفال، ففرحوا بها كثيراً بعد العودة من المدرسة.

مادرم برای بچه‌ها یک جعبه ژله خرید و آنها بعد از برگشتن از مدرسه از خریدشان خیلی خوشحال شدند.

💡 ‬ومن سوء حظي أن لعمتي الطيبة ابنة حقيرة من جيلي‪

از بخت بد من، عمه مهربانم دختری حقیر از نسل من دارد.

💡 أحبّ جيلي الحلوى الباردة في أيام الصيف الحارة لأنها منعشة وخفيفة.

من عاشق ژله دسر سرد در روزهای گرم تابستان هستم چون طراوت بخش و سبک است.

💡 كانت الحلوى عبارة عن جيلي ملون مغطى بشرائح الفاكهة الطازجة.

دسر، ژله‌ای رنگارنگ بود که روی آن برش‌هایی از میوه‌های تازه قرار داشت.

💡 كان هناك جيلي شفاف يتدلى من الشجرة ويلمع تحت أشعة الشمس.

یک ژله شفاف از درخت آویزان بود و در نور خورشید می‌درخشید.

💡 قدّم المطعم جيلي بالفراولة بعد الغداء كتحليةٍ بسيطة ولذيذة.

رستوران بعد از ناهار، ژله توت فرنگی را به عنوان یک دسر ساده و خوشمزه سرو کرد.

کلمات مرتبط