جواد
🌐 جواد
اسم (noun)
📌 اسب سواری
📌 اسب
📌 اسب نریان
📌 کورسِر
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 اسب
جمله سازی با جواد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقفَ جواد عندَ بابِ المدرسةِ ينتظرُ صديقَهُ بعدَ انتهاءِ الحصصِ.
جواد بعد از پایان کلاسها، دم در مدرسه منتظر دوستش ایستاده بود.
💡 قرروا الاستثمار في جواد أصيل لتعزيز برنامج التربية الخاص بهم.
آنها تصمیم گرفتند برای تقویت برنامه اصلاح نژاد خود، روی یک اسب اصیل سرمایهگذاری کنند.
💡 ينشق صدر المدى عن رجل تلقي به الري على صهوة جواد أبيض
سینهی افق شکافته میشود و مردی را نمایان میسازد که باد او را بر پشت اسبی سفید سوار میکند.
💡 اشترى الأبُ جواد ًا قويًّا للمزرعةِ ليساعدَ في الحراثةِ ونقلِ المعداتِ الثقيلةِ.
پدر برای مزرعه یک اسب قوی هیکل خرید تا در شخم زدن و حمل تجهیزات سنگین کمک کند.
💡 تر ّجل المقت من صهوة جواد الحياة ّ االقبال اليها
آن که نفرت داشت، از زین زندگی پیاده شد و از آن روی برگرداند.
💡 كانَ جواد محبوبًا بينَ زملائِهِ لأنهُ يساعدُ الجميعَ دونَ أن يطلبَ شيئًا بالمقابلِ.
جواد در بین همکارانش محبوب بود، چون بدون چشمداشت به همه کمک میکرد.