الآلة

🌐 خدا

«آلة» یعنی «ابزار، وسیله، آلت، دستگاه». این واژه برای هر چیزی که وسیلهٔ انجام کاری باشد به‌کار می‌رود؛ از ابزار ساده گرفته تا ماشین و دستگاه‌های پیچیده.

اسم (noun)

📌 دستگاه

📌 ساز

📌 ماشین آلات

جمله سازی با الآلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا تعمل هذه الآلة جيدًا عندما تنخفض الحرارة كثيرًا.

این دستگاه وقتی دما خیلی پایین می‌آید، خوب کار نمی‌کند.

💡 في الورشة، وسکب العامل الزيتَ في الآلة ثم بدأ فحصها بحذر.

در کارگاه، کارگر روغن را داخل دستگاه ریخت و سپس شروع به بررسی دقیق آن کرد.

💡 بعد ساعة من العمل، سخنت الآلة أكثر من اللازم.

بعد از یک ساعت کار، دستگاه بیش از حد داغ شد.

💡 اشترى الشاب سکسوفون جديدًا بعد سنوات من التدريب على الآلة الموسيقية.

مرد جوان پس از سال‌ها تمرین ساکسیفون، یک ساکسیفون جدید خرید.

💡 تمتلك هذه الآلة قدرة كبيرة على العمل لساعات طويلة.

این دستگاه ظرفیت بالایی برای کار در ساعات طولانی دارد.

💡 بتشغيل الآلة صباحًا، يبدأ العمال العمل قبل وصول المدير.

با روشن کردن دستگاه در صبح، کارگران قبل از رسیدن مدیر شروع به کار می‌کنند.

💡 وقف العمال مستدارين حول الآلة الكبيرة ينتظرون تعليمات المشرف قبل بدء التشغيل.

کارگران دور دستگاه بزرگ حلقه زده بودند و منتظر دستور سرپرست قبل از شروع کار بودند.

💡 سمعنا صوت رزز خفيفًا عندما احتكت القطعتان المعدنيتان ببعضهما في الآلة القديمة.

وقتی دو قطعه فلزی در دستگاه قدیمی به هم ساییده شدند، صدای کلیک ضعیفی شنیدیم.

💡 تحتاج الآلة إلى فحصٍ دوري لتفادي دورانات غير منتظمة في المحرّك.

برای جلوگیری از چرخش نامنظم موتور، دستگاه نیاز به بازرسی دوره‌ای دارد.

💡 اشتريت الآلة الجديدة لتسهيل إعداد القهوة كل صباح.

من دستگاه جدید را خریدم تا هر روز صبح راحت‌تر قهوه درست کنم.

💡 يستخدم العامل زيوت خاصةً لتشغيل الآلة وتقليل الاحتكاك أثناء العمل.

کارگر از روغن های مخصوص برای کار با دستگاه و کاهش اصطکاک در حین کار استفاده می کند.

کلمات مرتبط