تهرع

🌐 عجله

این صورت معمولاً به معنای شتاب کردن، عجله داشتن، با سرعت و شوق به‌سوی چیزی رفتن است. در برخی کاربردها حالتی از پریشانی همراه با سرعت یا با شتاب رو آوردن را می‌رساند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عجله

📌 بدوید

📌 بیا بدو

📌 او عجله دارد

📌 فریاد و زاری

📌 با عجله دور شدن

جمله سازی با تهرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حين سمعت الأم صراخ طفلها، أخذت تهرع نحو الغرفة فورًا.

مادر با شنیدن فریاد فرزندش، فوراً به سمت اتاق دوید.

💡 كانت الفرق الطبية تهرع إلى مكان الحادث خلال دقائق قليلة.

تیم‌های پزشکی ظرف چند دقیقه به محل حادثه شتافتند.

💡 ليس عليك أن تهرع إلى صالة الألعاب الرياضية وتبدأ التدريب مثل رفع الأثقال.

لازم نیست سریع به باشگاه بروید و مثل وزنه برداری شروع به تمرین کنید.

💡 لكن ذلك لا يعني أنه يتعين عليك أن تهرع إلى مديرك بعد.

اما این بدان معنا نیست که باید فوراً به سراغ مدیر خود بروید.

💡 ‬حتى تهرع إليو‬ ‫زوجتو وىي تقبلو وتنضو عنو رداءه‪

تا اینکه همسرش به سوی او شتافت، او را بوسید و ردایش را از تنش درآورد.

💡 رأيت الناس تهرع إلى المخرج بعد انطلاق إنذار الحريق في المبنى.

من دیدم که بعد از به صدا درآمدن آژیر آتش نشانی در ساختمان، مردم با عجله به سمت خروجی می دویدند.

کلمات مرتبط