تعبانه

🌐 خسته

این واژه نیز همان معنی «تعبانة» را دارد و بیشتر به صورت محاوره‌ای و در بعضی گویش‌ها نوشته یا تلفظ می‌شود. یعنی «خسته»، «کوفته» یا «بی‌حال» برای مؤنث.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خسته‌ام.

جمله سازی با تعبانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت لي أختي إنها تعبانه ولا تستطيع الخروج مساءً.

خواهرم به من گفت که خسته است و نمی‌تواند عصر بیرون برود.

💡 أبدوَتْ صديقتي تعبانه فاقترحت عليها زيارة الطبيب.

دوستم خسته به نظر می‌رسید، بنابراین پیشنهاد دادم که به پزشک مراجعه کند.

💡 كانت الطفلة تعبانه بعد الحمى، لذلك نامت مبكرًا.

کودک بعد از تب خسته بود، بنابراین زود خوابید.

💡 ‫مها‪:‬جودى تعبانه اوى يا ريتا وحالتها صعبه اووى‪.

ماها: جودی خیلی مریضه، ریتا، و حالش خیلی وخیمه.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران