تعبان
🌐 خسته
صفت (adjective)
📌 خسته
📌 گیر کرده
جمله سازی با تعبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرة كان تعبان نام بعد صالة التراويح قبل ما يتعشى
یک بار، او خسته بود و بعد از نماز تراویح قبل از صرف شام خوابش برد.
💡 قال السائق إنه تعبان ويحتاج إلى قسط من الراحة.
راننده گفت که خسته است و به کمی استراحت نیاز دارد.
💡 فقال وليد بنصر :يعنى واحد تعبان ومرهق هيقعد يتكلم ويناكف كده يا حبيبتى.
ولید گفت: «عزیزم، پس کسی که خسته و کوفته است، میخواهد بنشیند و اینطور حرف بزند و بحث کند؟»
💡 يبدو العامل تعبان بعد نقل الصناديق الثقيلة طوال الصباح.
کارگر بعد از جابجایی جعبههای سنگین در تمام طول صبح، خسته به نظر میرسد.
💡 الطفل تعبان اليوم بسبب السهر الطويل أمام الشاشة.
کودک امروز به دلیل بیدار ماندن تا دیروقت جلوی صفحه نمایش خسته است.