تطعيم

🌐 برای تغذیه

این واژه اسم مصدر است و به معنای واکسیناسیون، تلقیح، خورانیدن، یا اطعام کردن می‌آید. در فارسی امروزی، بیشترین کاربرد آن در معنای واکسیناسیون است، هرچند در عربی و متون قدیم‌تر می‌تواند به معنای غذا دادن هم باشد.

اسم (noun)

📌 واکسیناسیون

📌 واکسن

📌 پیوند زدن

📌 پیوند

📌 ایمن سازی

📌 تلقیح

📌 منبت کاری

دیکشنری عربی به فارسی

📌 واکسینه شده

جمله سازی با تطعيم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدأ المستشفى حملة تطعيم للأطفال ضد الأمراض الموسمية.

این بیمارستان یک کمپین واکسیناسیون برای کودکان در برابر بیماری‌های فصلی آغاز کرده است.

💡 أنا أحتاج إلى تطعيم بعد أن نصحني الطبيب بمتابعة اللقاحات الدورية.

بعد از اینکه پزشکم توصیه کرد واکسیناسیون‌های روتین را ادامه دهم، باید واکسینه شوم.

💡 أنا أحتاج إلى تطعيم قبل السفر إلى بلدٍ جديد الشهر القادم.

من باید قبل از سفر به یک کشور جدید در ماه آینده واکسینه شوم.

💡 معظم الأشخاص الذين يأخذون تطعيم الأنفلونزا لا يعانون من أي مشكلات خطيرة بسببه.

اکثر افرادی که واکسن آنفولانزا دریافت می‌کنند، در نتیجه هیچ مشکل جدی را تجربه نمی‌کنند.

💡 في السنوات التي تليها هناك حاجة لجرعة تطعيم واحدة فقط.

در سال‌های بعد، فقط یک دوز واکسیناسیون مورد نیاز است.

💡 أنا أحتاج إلى تطعيم لأن المدرسة طلبت ذلك ضمن الأوراق الصحية.

من باید واکسینه شوم چون مدرسه آن را به عنوان بخشی از مدارک بهداشتی لازم دانسته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران