لَقَح
🌐 واکسینه شده
«لقح» در عربی بهمعنای «بارور شدن، آبستن شدن، تلقیح یافتن» است. این واژه هم برای حیوان و هم برای گیاه و حتی بهطور استعاری برای «باروری فکری یا تأثیرپذیری» به کار میرود. در متون کهن، «لقاح» و مشتقات آن به مفهوم زادآوری و باروری بسیار نزدیکاند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 واکسینه شدند
جمله سازی با لَقَح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لقح الطبيب الأطفال بلقاحات مهمة لحمايتهم من الأمراض المنتشرة في المدرسة.
پزشک، کودکان را با واکسنهای مهمی واکسینه کرد تا از آنها در برابر بیماریهای شایع در مدرسه محافظت کند.
💡 في المزرعة، لقح المزارع النخيل في بداية الموسم لضمان محصول أفضل.
در مزرعه، کشاورز در ابتدای فصل، درختان نخل را گرده افشانی کرد تا برداشت بهتری داشته باشد.
💡 دعت الوزارة الناس إلى أن لقح وا أنفسهم وفقًا للجدول الصحي المعتمد.
این وزارتخانه از مردم خواست تا طبق برنامه بهداشتی مصوب، خود را واکسینه کنند.