تطاق

🌐 تحمل

این صورت نیز در عربی معیار بسیار کم‌کاربرد و مبهم است و ممکن است ضبطی نادر یا اشتباه نوشتاری باشد. اگر منظور از آن مرتبط با «طوق» یا «طاقة» باشد، می‌تواند به معنای توان، تحمل یا گردن‌گرفتنِ کاری باشد، اما بدون متنِ اصلی، تعریف دقیق ممکن نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 غیرقابل تحمل

📌 ناپایدار

📌 غیرقابل دفاع

جمله سازی با تطاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬زفرت االخره بحنق وهى‬ ‫عازمة على مساعدة دنيا ويامن للتخلص من هذه‬ ‫الصغيره التي اصبحت ال تطاق من وجهة نظرها‪.

زن دیگر با ناراحتی آهی کشید، مصمم بود به دنیا و یامن کمک کند تا از شر این دختر کوچک که از نظر او غیرقابل تحمل شده بود، خلاص شوند.

💡 تطاقُ هذه المهمةُ إذا قُسِّمتْ إلى مراحلَ صغيرةٍ بدلًا من إنجازِها دفعةً واحدةً.

این کار اگر به جای انجام یکباره، به مراحل کوچک تقسیم شود، قابل مدیریت است.

💡 ‬وفكرتُ يف‬ ‫مغادرة املكان بسبب الرائحة التي ال تطاق‪

به خاطر بوی غیرقابل تحمل، به ترک آنجا فکر کردم.

💡 تطاقُ الحياةُ بسهولةٍ عندما يملكُ الإنسانُ هدفًا واضحًا وأصدقاءَ يدعمونهُ في الأوقاتِ الصعبةِ.

وقتی فرد هدف مشخصی دارد و دوستانی که در مواقع دشوار از او حمایت می‌کنند، تحمل زندگی آسان‌تر می‌شود.

💡 تطاقُ الحرارةُ هنا أكثرَ في المساءِ، لأنَّ الهواءَ يصبحُ أخفَّ قليلًا بعدَ الغروبِ.

گرما اینجا عصرها قابل تحمل‌تر است، چون هوا بعد از غروب آفتاب کمی روشن‌تر می‌شود.

کلمات مرتبط