تشابک
🌐 درهم تنیدگی
«تَشابُك» یعنی «درهمتنیدگی، گرهخوردگی، بههمپیوستگی». این واژه برای چیزهایی به کار میرود که اجزایشان در هم فرو رفته یا با هم پیچیده شدهاند؛ مانند تشابک شاخهها، شبکهها یا روابط. در معنای انتزاعی هم برای پیچیدگی و پیوند چند امر با هم استفاده میشود.
جمله سازی با تشابک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يظهر تشابک العلاقات بين الشركات في هذا القطاع من خلال الاتفاقيات المتعددة.
ارتباط تنگاتنگ روابط بین شرکتها در این بخش از طریق توافقنامههای متعدد مشهود است.
💡 أدى تشابک الأسلاك خلف الجهاز إلى توقفه عن العمل بشكل مفاجئ.
سیمهای گره خورده پشت دستگاه باعث شد که ناگهان از کار بیفتد.
💡 يحتاج تشابک الأفكار بين الباحثين إلى نقاش هادئ ومنظم للوصول إلى نتيجة واضحة.
ایدههای متضاد میان محققان، نیازمند بحثی آرام و سازمانیافته برای رسیدن به یک نتیجهی روشن است.