تسوق

🌐 خرید

«تسوق» یعنی خرید کردن، به بازار رفتن برای خرید، یا فرآیند تهیهٔ کالا از فروشگاه‌ها و بازارها. این واژه در عربی معاصر بسیار رایج است و هم برای خرید روزمره و هم برای مفهوم «بازاریابی» یا «رونق دادن به فروش» به‌کار می‌رود. در فارسی، «خرید کردن» یا «بازارگردی برای خرید» نزدیک‌ترین معناست.

اسم (noun)

📌 خرید

📌 بازاریابی

📌 شوپاتون

فعل (verb)

📌 مغازه

📌 به خرید بروید

📌 فروشگاه در

جمله سازی با تسوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قبل العيد، قررت أن تسوق لشراء ملابس جديدة للأطفال والهدايا.

قبل از تعطیلات، تصمیم گرفتم به خرید بروم تا برای بچه‌ها لباس نو و هدیه بخرم.

💡 أحب أن تسوق العائلة معًا في السوق الشعبي صباح الجمعة.

من عاشق این هستم که صبح‌های جمعه خانواده با هم در بازار محلی خرید می‌کنند.

💡 غالباً ما تسوق صناعة مستحضرات التجميل منتجاتها على أنها نبع الشباب.

صنعت لوازم آرایشی اغلب محصولات خود را به عنوان چشمه جوانی به بازار عرضه می‌کند.

💡 أصبحت النساء والرجال تسوق من خلال التطبيقات الإلكترونية بسهولة كبيرة.

زنان و مردان می‌توانند با سهولت زیادی از طریق برنامه‌های الکترونیکی خرید کنند.

💡 ‬نادين‬‫بعد تسوق كبير واختيار بعض االشياء ذهبت نادين لتدفع‬ ‫اعتذر ولكن هل من بطاقة اخري؟

نادین، بعد از کلی خرید و انتخاب چند چیز، رفت تا پرداخت کند. عذرخواهی می‌کنم، اما کارت دیگری دارید؟

💡 وللحصول على تجربة تسوق أكثر تقليدية، يمكنك استكشاف الكنوز الثمينة في أسواق دبي للذهب، التوابل والمنسوجات.

برای یک تجربه خرید سنتی‌تر، می‌توانید گنجینه‌های گرانبهای بازارهای طلا، ادویه و پارچه دبی را کشف کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران