تسمی

🌐 نام

این شکل نیز به معنای «نام می‌گذارد» یا «نام‌گذاری می‌کند» است و از ریشه «اسم / تسمیه» گرفته شده است؛ در برخی کاربردها صورت نوشتاری متفاوتی از همان فعل است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نامیده می شود

جمله سازی با تسمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذه المدينة تسمی عند السكان باسمٍ مختلفٍ عن الاسم الرسمي.

این شهر در بین مردم محلی با نامی متفاوت از نام رسمی شناخته می‌شود.

💡 تسمى هذه العملية "إثبات العمل" (PoW)، ويتم ذلك بواسطة أجهزة كمبيوتر قوية تسمی بالمعدنين.

این فرآیند «اثبات کار» (PoW) نام دارد و توسط کامپیوترهای قدرتمندی به نام ماینر (استخراج‌کننده) انجام می‌شود.

💡 في بعض اللهجات، تسمی الفتاة باسم جدتها احترامًا للعائلة.

در برخی گویش‌ها، به احترام خانواده، نام مادربزرگ را روی دختر می‌گذارند.

💡 لا أعرف كيف تسمی هذه الأداة في اللغة العربية الفصحى.

من نمی‌دانم این ابزار در عربی استاندارد چه نامیده می‌شود.

کلمات مرتبط