تسمرت
🌐 یخ زدم.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فقط ایستاده بود
جمله سازی با تسمرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عند رؤية الشبح، تسمرت المجموعة في مكانها، وقلوبهم تتسارع من الخوف.
با دیدن روح، گروه در جای خود خشکشان زد و قلبشان از ترس به تپش افتاد.
💡 تسمرتْ عيناه على اللوحة الجميلة، كأنه رأى فيها شيئًا مألوفًا جدًا.
چشمانش به نقاشی زیبا خیره مانده بود، انگار چیزی بسیار آشنا در آن میدید.
💡 تسمرتُ في مكاني عندما سمعتُ الخبر المفاجئ في منتصف الطريق.
وقتی وسط جاده خبر غافلگیرکننده را شنیدم، در جایم خشکم زد.
💡 لقد تسمرت هناك و تركت الأمر يحدث جو
من آنجا ایستادم و گذاشتم اتفاق بیفتد.
💡 تسمرتِ السيارة أمام الإشارة الحمراء حتى سمحَ الشرطيُّ بمرورها.
ماشین پشت چراغ قرمز ایستاد تا اینکه پلیس اجازه عبور داد.