تسمرت
🌐 یخ زدم.
«تسمرت» نیز صورتی صرفی از «تسمر» است و معمولاً به معنای «تیره شدم / شد»، «برنزه شد» یا «شب را بیدار ماند / نشست» میتواند باشد. در متنهای مختلف، ممکن است اولشخص یا مؤنثِ مفرد باشد. برای ترجمهٔ دقیق، باید ساختار جمله دیده شود، اما مفهوم کلی آن به همان ریشهٔ «سمر» مربوط است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فقط ایستاده بود
جمله سازی با تسمرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عند رؤية الشبح، تسمرت المجموعة في مكانها، وقلوبهم تتسارع من الخوف.
با دیدن روح، گروه در جای خود خشکشان زد و قلبشان از ترس به تپش افتاد.
💡 تسمرتْ عيناه على اللوحة الجميلة، كأنه رأى فيها شيئًا مألوفًا جدًا.
چشمانش به نقاشی زیبا خیره مانده بود، انگار چیزی بسیار آشنا در آن میدید.
💡 تسمرتُ في مكاني عندما سمعتُ الخبر المفاجئ في منتصف الطريق.
وقتی وسط جاده خبر غافلگیرکننده را شنیدم، در جایم خشکم زد.
💡 لقد تسمرت هناك و تركت الأمر يحدث جو
من آنجا ایستادم و گذاشتم اتفاق بیفتد.
💡 تسمرتِ السيارة أمام الإشارة الحمراء حتى سمحَ الشرطيُّ بمرورها.
ماشین پشت چراغ قرمز ایستاد تا اینکه پلیس اجازه عبور داد.