تراجع

🌐 عقب نشینی کردن

این واژه به معنی «عقب‌نشینی کردن، برگشتن، کاهش یافتن، پس‌رفت» است. همچنین در گفتگو و حقوق، می‌تواند به معنای «بازنگری در نظر، عقب کشیدن از موضع» باشد.

فعل (verb)

📌 سقوط

اسم (noun)

📌 رکود

اسم / فعل (noun / verb)

📌 زوال

📌 عقب نشینی

📌 کاهش

📌 قدم به عقب

جمله سازی با تراجع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فكر الطفل في الهرب من المدرسة، لكنه تراجع في اللحظة الأخيرة.

کودک به فرار از مدرسه فکر کرد، اما در آخرین لحظه منصرف شد.

💡 تنسي ان تراجع دروسك جيدًا قبل الامتحان النهائي.

فراموش نکنید که قبل از امتحان نهایی، درس‌هایتان را به‌طور کامل مرور کنید.

💡 ‫أسباب تراجع دور العرب في العالم اإلسبلمي ‪ٕٗ.

دلایل افول نقش اعراب در جهان اسلام ۲۳.

💡 قلتُ له إن الفكرة تقنعک بعد أن تراجع التفاصيل بنفسك.

به او گفتم که این ایده پس از اینکه خودش جزئیات را بررسی کند، او را متقاعد خواهد کرد.

💡 إن رأيك ما يعتمد على معلوماتٍ ناقصة، فالأفضل أن تراجع المصادر أولًا.

نظر شما مبتنی بر اطلاعات ناقص است، بنابراین بهتر است ابتدا منابع را بررسی کنید.

💡 قبل السفر، أوعي أن تراجع أوراقك جيدًا حتى لا تواجه أي مشكلة في المطار.

قبل از سفر، حتماً مدارک خود را به طور کامل بررسی کنید تا در فرودگاه با مشکلی مواجه نشوید.

💡 أدى االستنزاف الطويل لطاقات الفريق إلى تراجع أدائه في الأشهر الأخيرة.

تخلیه طولانی مدت انرژی تیم منجر به افت عملکرد آن در ماه های اخیر شده است.

💡 رفيقتي في الجامعة تراجع معي الدروس كل مساء قبل موعد الامتحان.

دوستم در دانشگاه هر عصر قبل از امتحان درس ها را با من مرور می کند.

💡 قد تكون أن تراجع الطبيب يجب إذا استمر الألم عدة أيام.

اگر درد برای چند روز ادامه پیدا کرد، ممکن است لازم باشد به پزشک مراجعه کنید.

💡 لا يمكن أن تصنع ان القرار صائب دون أن تراجع كل التفاصيل.

بدون بررسی تمام جزئیات، نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.

💡 انتظرها في المكتب حتى تراجع التقرير الأخير مع المدير.

در دفتر منتظرش بمان تا گزارش نهایی را با مدیر بررسی کند.

کلمات مرتبط