تخمر

🌐 تخمیر

از ریشه «خمر» و به معنای «به‌خود آمدن، دگرگونی پیدا کردن و در اصطلاح فنی، تخمیر شدن» است. در علوم غذایی و شیمی، تخمر به فرایندی گفته می‌شود که طی آن مواد آلی بر اثر فعالیت میکروارگانیسم‌ها دگرگون می‌شوند؛ مانند تخمیر خمیر نان یا تولید ماست.

اسم (noun)

📌 تخمیر

📌 قابل تخمیر

📌 ورآمدن

فعل (verb)

📌 تخمیر

📌 افزایش

اسم / فعل (noun / verb)

📌 دم کرده

جمله سازی با تخمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضبط درجة حرارة الماء أمر حيوي لتحقيق تخمر مثالي.

کنترل دمای آب برای دستیابی به تخمیر بهینه حیاتی است.

💡 تركنا العصير في وعاء مغلق حتى تخمر بشكل طبيعي خلال يومين.

ما آبمیوه را در یک ظرف دربسته گذاشتیم تا به طور طبیعی طی دو روز تخمیر شود.

💡 بدأت العجينة تخمر بعد إضافة الخميرة ووضعها في مكان دافئ.

خمیر پس از افزودن مخمر شروع به تخمیر کرد و در جای گرم قرار گرفت.

💡 إذا تُرك الطعام لفترة طويلة قد تخمر وتفقد رائحته الطيبة.

اگر غذا برای مدت طولانی بماند، ممکن است تخمیر شود و عطر دلپذیر خود را از دست بدهد.