الإداري
🌐 اداری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 اداری
📌 مدیریت
📌 مدیریتی
📌 اداره
📌 حکومتداری
جمله سازی با الإداري
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يحتاج العمل الإداري إلى دقة وتنظيم في كل خطوة.
کار اداری در هر مرحله نیاز به دقت و سازماندهی دارد.
💡 بعد المقابلة الطويلة، عينناه في القسم الإداري الجديد.
بعد از مصاحبه طولانی، او را به بخش اداری جدید منصوب کردیم.
💡 لاحظت اللجنة أن بنيٰنهم الإداري يحتاج إلى بعض التطوير.
کمیته خاطرنشان کرد که ساختار اداری آنها نیاز به توسعه دارد.
💡 كان لقایه مع الفريق الإداري فرصة لشرح الخطة الجديدة بالتفصيل.
جلسه او با تیم مدیریت فرصتی بود تا طرح جدید را با جزئیات توضیح دهد.
💡 قال المدير إن العوق الإداري تسبب في تأخير تسليم التقرير النهائي.
مدیر گفت که یک مانع اداری باعث تأخیر در ارائه گزارش نهایی شده است.
💡 هذه الخطة تكون ممكن فقط عندما تتوفر الميزانية والدعم الإداري المناسب.
این طرح تنها زمانی امکانپذیر است که بودجه و پشتیبانی اداری مناسب در دسترس باشد.
💡 تناقش اللجنة اليوم خطة الطوارئ بعد الحريق الذي وقع في المبنى الإداري أمس.
این کمیته امروز در حال بررسی طرح اضطراری پس از آتشسوزی دیروز در ساختمان اداری است.
💡 حصنتم المقرّ الإداري بإجراءاتٍ صارمةٍ عند دخول الزوار والموظفين.
شما مقر اداری را با رویههای سختگیرانهای برای ورود بازدیدکنندگان و کارمندان تقویت کردهاید.
💡 توجو إلى المكتب الإداري لتسليم الاستمارة المطلوبة.
برای ارائه فرم مورد نیاز به دفتر اداری مراجعه کنید.
💡 حضر الموظف الإداري الاجتماع لشرح تفاصيل الملف الجديد.
کارمند اداری در جلسه شرکت کرد تا جزئیات پرونده جدید را توضیح دهد.
💡 توجهت احد إلی المكتب الإداري لتقديم الطلب.
یکی از آنها برای ارائه درخواست به دفتر اداری رفت.
💡 خُصص الأول اليوم للاجتماع الإداري قبل استقبال المراجعين.
روز اول به جلسه اداری قبل از پذیرش بازدیدکنندگان اختصاص داشت.