بنج
🌐 بیهوشی
اسم (noun)
📌 بنگ دانه
📌 داروی بیهوشی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بینگ
جمله سازی با بنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الجلد، الدهون والعضلات التي تحته يجب تخديرها بواسطة بنج موضعي، مع انه غالبا غير ضروري مع الكتل السطحية.
پوست، چربی و عضلات زیر آن باید با بیحسی موضعی بیحس شوند، اگرچه اغلب برای تودههای سطحی نیازی به این کار نیست.
💡 استخدم الطبيب بنج خفيفًا قبل الجراحة حتى لا يشعر المريض بالألم.
پزشک قبل از عمل از بیحسی ملایم استفاده کرد تا بیمار دردی احساس نکند.
💡 في بعض العمليات يحتاج المريض إلى بنج عام وتخدير كامل تحت مراقبة دقيقة.
در برخی از عملها، بیمار به بیهوشی عمومی و آرامبخشی کامل تحت نظارت دقیق نیاز دارد.
💡 لا يجوز استعمال بنج من دون إشراف طبي، لأنه قد يسبب مضاعفات خطيرة.
بیهوشی نباید بدون نظارت پزشک استفاده شود، زیرا ممکن است عوارض جدی ایجاد کند.
💡 لقد أعطيته بنج لإيقاف الألم و تخديره تماماً
برای اینکه دردش بند بیاید به او داروی بیهوشی دادم و کاملاً بیهوشش کردم.