بنبرة

🌐 با لحنی

«بنبرة» از ریشه‌ای نزدیک به «نبرة» می‌آید و ممکن است به «با لحنِ»، «با آهنگِ صدا» یا «به‌نحوِ بیان» اشاره کند، هرچند شکل معیار آن معمولاً «بنبرةٍ» در ترکیب‌های عربی است. «نبرة» در عربی یعنی لحن، آهنگ صدا، طنین یا نوع ادا کردن سخن؛ بنابراین این واژه در توصیف شیوه صحبت یا صدای فرد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 با لحنی

📌 در یادداشت

جمله سازی با بنبرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬انبرى قائال بنبرة متحدية‪:‬‬ ‫هكذا قلت وأنا أستجمع انتباهي‪

با گستاخی گفت: «همینو گفتم وقتی داشتم حواسم رو جمع می‌کردم.»

💡 واوحی الأب إلى ابنه بنبرة هادئة أن الصدق أساس الثقة بين الناس.

پدر با لحنی آرام به پسرش القا کرد که صداقت اساس اعتماد بین افراد است.

💡 ‬قالت بنبرة جادة‪:‬‬ ‫كانت أول مرة أتكلم مع أمي عن الحقيقة‪

با لحنی جدی گفت: اولین باری بود که با مادرم در مورد حقیقت صحبت کردم.

💡 ‬لكنها وقفت بعيدا وبدت على‬ ‫ُم ّ‬ ‫وجهها ابتسامة غريبة ثم قالت بنبرة جادة‪:‬‬ ‫بدأ الصديقان في االدخار‪

اما او عقب ایستاد، لبخندی عجیب بر لبانش نقش بست، سپس با لحنی جدی گفت: «دو دوست شروع به پس‌انداز کرده‌اند.»

💡 ‬وقال لي بنبرة ضعف‬ ‫وانكسار بلغة عربية طليقة ال يوجد فيها شيء من التكسير بتاتًا‪

او با لحنی ضعیف و شکسته، به عربی فصیحی که مطلقاً هیچ شکستگی در آن نبود، به من گفت.

💡 طلب المعلم من الطلاب أن يقرؤوا النص بنبرة خفيض ة وواضحة.

معلم از دانش‌آموزان خواست که متن را با لحنی آرام و واضح بخوانند.

💡 ظهر اللَد في كلامه حين ردّ على السؤال بنبرة حادة ومختصرة.

لجاجت در صحبت‌هایش کاملاً مشهود بود، وقتی که با لحنی تند و کوتاه به سوال پاسخ داد.

💡 شعر الجميع بنبرة الخبث في حديثه عندما بدأ يلمّح إلى الآخرين بسوء.

وقتی شروع به بدگویی از دیگران می‌کرد، همه لحن بدخواهانه‌اش را حس می‌کردند.

💡 ‬لم‬ ‫يرمقهم بنظرة مستنكرة وال و ّبخهم ألنهم جاءوا بدون موعد كما يفعل‬ ‫عادة بل سألهم بنبرة عادية‪:‬‬ ‫ـ خير؟

او نه نگاه سرزنش‌آمیزی به آنها انداخت و نه مثل همیشه آنها را به خاطر آمدن بدون وقت قبلی سرزنش کرد، بلکه با لحنی عادی از آنها پرسید: - حال همه خوب است؟

💡 ‬رد بنبرة يملؤها ألاس ي‪:‬‬ ‫لقد كتب هللا لي أن أعيش ً‬‫فقيرا‪

با لحنی آکنده از اندوه پاسخ داد: «خداوند مقدر کرده است که من در فقر زندگی کنم.»

💡 أمام الحضور، بنبرة وقالت الأم إن ابنها مريض ويحتاج إلى دواء.

مادر در مقابل حاضران با لحنی گفت که پسرش بیمار است و به دارو نیاز دارد.

💡 ‬هز مستر رايت‬ ‫رأسه وقال‪:‬‬ ‫كانت لهجة أنور بك آمرة وإن اكتست بنبرة مهذبة‪.

آقای رایت سرش را تکان داد و گفت: لحن انور بیگ آمرانه بود، هرچند که در پس لحنی مودبانه پنهان شده بود.

کلمات مرتبط