بلقع

🌐 بلقا

این واژه در عربی به معنای زمینِ صاف، بی‌آب‌وعلف، خشک و خالی از گیاه و آبادانی است؛ گاه نیز برای بیابان یا جای ویران و بی‌سکنه به کار می‌رود. در کاربرد ادبی، «بلقع» حالتِ تهی‌بودن، خشکی و بی‌نشان‌بودنِ مکان را می‌رساند.

جمله سازی با بلقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحوّل المكان إلى صحراء بلقع بعد سنوات الجفاف الطويلة.

این منطقه پس از سال‌ها خشکسالی به بیابانی خشک و بی‌آب و علف تبدیل شده است.

💡 وصف المسافر الطريق بأنه بلقع وممتد بلا ظل.

مسافر جاده را خشک و طولانی و بدون سایه توصیف کرد.

💡 مررنا بأرضٍ بلقع لا شجر فيها ولا ماء، وكان المشهد قاسيًا جدًا.

ما از میان زمینی بایر و بدون درخت و آب عبور کردیم و صحنه بسیار ناگواری بود.

کلمات مرتبط