بعج
🌐 دندانه
«بعج» در عربی بهمعنای شکافتن، دریدن یا باز کردن چیزی با فشار و خشونت است؛ مثلاً شکافتن شکم، پوست یا سطح یک چیز. این واژه بیشتر در متون قدیمی یا فصیح به کار میرود و بار معنایی آن معمولاً همراه با آسیب و گسیختگی است. در فارسی میتوان آن را نزدیک به «شکافتن»، «دریدن» یا «چاک دادن» ترجمه کرد.
فعل (verb)
📌 دندانه
📌 دینگه
جمله سازی با بعج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لم أفهم بعج الكلمة في هذه الرسالة، فطلبت من الكاتب أن يوضح المعنى.
من کلمه «بعج» را در این پیام نفهمیدم، بنابراین از نویسنده خواستم معنی آن را توضیح دهد.
💡 قد يظهر لفظ بعج في بعض المخطوطات القديمة بشكل غير دقيق أو غير واضح.
کلمه «بعج» ممکن است در برخی از نسخههای خطی قدیمی به صورت نادرست یا نامشخص آمده باشد.