بدموع

🌐 با اشک

«بدموع» یعنی «با اشک‌ها»، «به همراه اشک‌ها» یا «در حالی که اشک می‌ریزد»، بسته به سیاق. «دموع» جمعِ «دمعة» و به معنی «اشک‌ها» است و حرف اضافهٔ «بـ» می‌تواند همراهی، حالت، یا وسیله را نشان دهد. در فارسی معمولاً بسته به جمله به صورت «با اشک» یا «اشک‌ریزان» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 با اشک های

📌 گریه های

جمله سازی با بدموع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امتلأت عيناها بدموع الفرح عندما عادت ابنتها من السفر سالمَة.

وقتی دخترش از سفر برگشت، چشمانش از خوشحالی پر از اشک شد.

💡 وقف الطفل بدموع كثيرة لأنه فقد لعبته المفضلة في الحديقة.

کودک با اشک‌های فراوان آنجا ایستاده بود، چون اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را در پارک گم کرده بود.

💡 ‫راعشا‬ ‫منزويا‬ ‫فى أطراف العرش‬ ‫يلتقى ثغري بدموع الشياطين‬ ‫فى انتظار.

لرزان و منزوی در لبه‌های عرش، دهانم با اشک‌های شیاطینِ منتظر تلاقی می‌کند.

💡 ‬كنت في الثانية عشرة من عمري‬ ‫حينما عانقتني للمرة األخيرة وأغرقتني بدموع التماسيح‪:‬‬ ‫‪‬‬ ‫تتخل عن حلمك أبدا‪

دوازده سالم بود که برای آخرین بار بغلم کرد و اشک تمساح ریخت: هرگز از رویای خود دست نکش.

💡 خرجت الأم بدموع صامتة بعد أن سمعت خبر نجاح ابنها في الاختبار.

مادر پس از شنیدن خبر موفقیت پسرش در آزمون، با اشک های بی صدا بیرون آمد.

💡 استقبلت الجدة الخبر بدموع صادقة، لأن الفرح في قلبها كان كبيرًا جدًا.

مادربزرگ این خبر را با اشک‌های خالصانه دریافت کرد، زیرا شادی عظیمی در قلبش موج می‌زد.

کلمات مرتبط