بتلعب

🌐 بازی کردن

از ریشه‌ی لعب است و به‌معنای «بازی کردن» یا «مشغول بازی بودن» است. همچنین در معنای مجازی می‌تواند به «شوخی کردن» یا «دست انداختن» هم اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دستکاری‌ها

جمله سازی با بتلعب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بتلعب الأسرة أحيانًا ألعابًا جماعيةً تزيد من الألفة والمرح.

خانواده گاهی اوقات بازی‌های گروهی انجام می‌دهند که صمیمیت و سرگرمی را افزایش می‌دهد.

💡 بتلعب القطة قرب النافذة بحركةٍ سريعةٍ تلفت انتباه الجميع.

گربه نزدیک پنجره با حرکتی سریع که توجه همه را به خود جلب می‌کند، بازی می‌کند.

💡 بتلعب الطفلة في الحديقة مع أصدقائها كل عصرٍ بعد انتهاء المدرسة.

این کودک هر روز بعد از ظهر بعد از مدرسه با دوستانش در باغ بازی می‌کند.

💡 ‫وروني مسكت التليفون وقعدت على السرير جنب وليد وقالت‬ ‫بدلع وهي بتلعب في خصالت شعرها ‪ :‬أزيك يا بابتي يا حبي‪.

رونی گوشی را برداشت و کنار ولید روی تخت نشست و در حالی که با موهایش بازی می‌کرد با عشوه گفت: خوبی عزیزم؟

💡 ‫فكانت مكسوفة تقول جوزى فسكت وهي بتلعب في صوابعها‬ ‫بخجل‪.

او خیلی خجالتی بود که بگوید «شوهرم»، بنابراین در حالی که با خجالت با انگشتانش بازی می‌کرد، ساکت شد.

کلمات مرتبط