بالدوار
🌐 سرگیجه
اسم (noun)
📌 سرگیجه
صفت (adjective)
📌 سبکی سر
📌 سبک سر
📌 گیج و منگ
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 گیج و منگ
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 گیج و مبهوت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سرگیجه
جمله سازی با بالدوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعرت الأم بالدوار عندما وقفت طويلًا تحت الشمس في السوق.
مادر وقتی مدت زیادی زیر آفتاب در بازار ایستاد، احساس سرگیجه کرد.
💡 عزلته الأدوية القوية عن العمل لأيام بسبب شعوره بالدوار والإرهاق.
داروهای قوی او را برای چند روز از کار دور نگه داشتند، زیرا احساس سرگیجه و خستگی مفرط میکرد.
💡 شعرت المرأة بالدوار بعد أن وقفت طويلًا في الشمس دون طعام.
این زن پس از ایستادن طولانی مدت در آفتاب بدون غذا، احساس سرگیجه کرد.
💡 أخبر الطبيب المريض أن الجفاف قد يسبب بالدوار في بعض الحالات.
پزشک به بیمار گفت که کم آبی بدن در برخی موارد میتواند باعث سرگیجه شود.
💡 بعد أن صُعق بالكهرباء، استلقى مصابًا بالدوار محاولًا تجميع الأحداث الفوضوية.
پس از برق گرفتگی، او در حالی که گیج بود، دراز کشید و سعی کرد وقایع آشفته را کنار هم بگذارد.
💡 نسيت أن أسأل، كنت أشعر بالدوار الشديد مع الغبطة.
یادم رفت بپرسم؛ از شدت سرخوشی سرگیجه داشتم.