انشقاق
🌐 تقسیم شده
اسم (noun)
📌 فرار
📌 تقسیم شده
📌 تفرقه
📌 مخالفت
📌 شکاف
📌 تکه تکه شدن
📌 ترکش
جمله سازی با انشقاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقد كان أول انشقاق كبير بين الروم الشرقيين وكنيسة روما الغربية في القرن الحادي عشر.
اولین انشعاب بزرگ بین کلیسای روم شرقی و کلیسای روم غربی در قرن یازدهم رخ داد.
💡 أدى انشقاقُ السدِّ إلى قلقٍ كبيرٍ لدى السكان.
ریزش سد نگرانی زیادی را در بین ساکنان ایجاد کرد.
💡 هناك انشقاق حول هذه المسألة، مثل كل جانب آخر من الانتخابات.
در این مورد هم مانند هر جنبه دیگری از انتخابات، اختلاف نظر وجود دارد.
💡 ويبدو أن عنصرين على وجه الخصوص من الآليات المرتبطة بالإسلاميين قد ساهما في انشقاق الطبقات الوسطى عن المساومات السلطوية.
به نظر میرسد دو عنصر از سازوکارهای مرتبط با اسلامگرایان، به ویژه در جدایی طبقات متوسط از سازشهای اقتدارگرایانه نقش داشتهاند.
💡 حدث انشقاقٌ داخل الحزب بعد إعلان نتائج الانتخابات.
پس از اعلام نتایج انتخابات، اختلافاتی در درون حزب رخ داد.
💡 ومن شأن تطبيق سياسة نقدية متمايزة بين الشمال والجنوب أن يعمق انشقاق البنك المركزي اليمني.
اجرای یک سیاست پولی متمایز بین شمال و جنوب، اختلاف نظر در بانک مرکزی یمن را عمیقتر خواهد کرد.