انتقلت

🌐 من حرکت کردم

این فعل به معنای «منتقل شد» یا «من منتقل شدم» است و بسته به فاعلِ جمله می‌تواند برای مؤنث مفرد یا در برخی ساخت‌ها برای معنای کلیِ انتقال به‌کار رود. مفهوم اصلی آن جابه‌جایی از حالتی به حالت دیگر است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نقل مکان کرد

📌 در حال حرکت

📌 جابجا شده

📌 حرکت می‌کنی.

📌 منتقل شده

📌 من رفتم

جمله سازی با انتقلت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بقيتُ أعيش في هذا المنزل حني في انتقلت إلى المدينة.

من تا قبل از نقل مکان به شهر، در این خانه زندگی می‌کردم.

💡 ‬ثم انتقلت إلى وصف احتياج‬ ‫فوزي الشديدة للبدلة‪.

سپس او به توصیف نیاز مبرم فوزی به آن کت و شلوار پرداخت.

💡 فبدأتِ المعلمةُ الدرسَ بشرحٍ بسيطٍ ثم انتقلت إلى الأمثلةِ.

معلم درس را با توضیح ساده شروع کرد و سپس به مثال‌ها پرداخت.

💡 تحسنت حیاتھا عندما انتقلت إلى بيئة أكثر أمانًا.

زندگی او وقتی به یک محیط امن‌تر نقل مکان کرد، بهبود یافت.

💡 عاشت الأسرة سنة في بيت قديم ثم انتقلت إلى منزل أوسع.

خانواده به مدت یک سال در یک خانه قدیمی زندگی کردند و سپس به خانه بزرگتری نقل مکان کردند.

💡 وصرت أزور والدي كل أسبوع بعد أن انتقلت إلى المدينة.

بعد از اینکه به شهر نقل مکان کردم، هر هفته به پدرم سر می‌زدم.

💡 توجد عایالت كثيرة انتقلت إلى الأحياء الجديدة هذا العام.

امسال خانواده‌های زیادی به محله‌های جدید نقل مکان کرده‌اند.

💡 ولد أحمد في مدينة صغيرة قرب البحر، ثم انتقلت عائلته إلى العاصمة.

احمد در شهری کوچک نزدیک دریا متولد شد، سپس خانواده‌اش به پایتخت نقل مکان کردند.

💡 تغيّرت حيايت كثيرًا بعد أن انتقلت إلى بلد جديد.

زندگی من بعد از مهاجرت به یک کشور جدید خیلی تغییر کرد.

💡 أخبرتني الجارة أن فالنة من أقربائها انتقلت إلى مدينة أخرى منذ شهر.

همسایه‌ام به من گفت که فلانی، یکی از اقوامش، یک ماه پیش به شهر دیگری نقل مکان کرده است.

💡 سألتُ الجيران: من هي السيدة الجديدة التي انتقلت إلى البيت المجاور؟

از همسایه‌ها پرسیدم: خانم جدیدی که به خانه بغلی نقل مکان کرده کیست؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران