النضج

🌐 بلوغ

به معنای «رسیدگی، پختگی و کامل‌شدن» است. این واژه هم برای میوه و خوراکی به کار می‌رود و هم برای انسان و فکر او؛ مثلاً می‌گوییم میوه رسیده است یا یک فرد از نظر فکری و روانی به پختگی رسیده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بلوغ

📌 بالغ

📌 رسیدن

📌 نابالغی

📌 بزرگسالی

جمله سازی با النضج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يظهر النضج الحقيقي في طريقة التعامل مع الخلافات اليومية.

بلوغ واقعی در نحوه برخورد فرد با اختلافات روزمره نشان داده می‌شود.

💡 يدل النضج في القرارات على فهم أعمق للعواقب والنتائج.

بلوغ در تصمیم‌گیری نشان دهنده درک عمیق‌تر از پیامدها و نتایج است.

💡 عندما يصل الفرد إلى مرحلة النضج الكامل، فإن مركز نمو العظام داخل اللقمة يكون قد اختفى.

وقتی فردی به بلوغ کامل می‌رسد، مرکز رشد استخوان در کندیل ناپدید شده است.

💡 إذا تقلب الطعام جيدًا على النار، فسيكون النضج متساويًا وأفضل.

اگر غذا روی آتش خوب هم زده شود، به طور یکنواخت و بهتر پخته می‌شود.

💡 يحتاج الإنسان إلى الوقت والتجارب حتى يصل إلى النضج الفكري والعاطفي.

انسان برای رسیدن به بلوغ فکری و عاطفی به زمان و تجربه نیاز دارد.

💡 هذا الطعام رائحٌ إلى مزيد من النضج بعد ساعة في الفرن.

این غذا بعد از یک ساعت ماندن در فر، حتی پخته‌تر هم می‌شود.

کلمات مرتبط