الممنوعة
🌐 ممنوعه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ممنوع
📌 ممنوع
📌 ممنوع
📌 کالای قاچاق
📌 ممنوع شده
📌 محدود شده
جمله سازی با الممنوعة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و الغريب في األمر هو أن ذلك الشرطي من مركز شرطة التحقيق كان يقوم بصفقة لعملية بيع وتهريب بعض السلع الممنوعة كالمخدرات والكحول
نکته عجیب این است که این پلیس از اداره آگاهی در معاملهای برای فروش و قاچاق برخی کالاهای ممنوعه مانند مواد مخدر و مشروبات الکلی دست داشته است.
💡 كما أن التقاط الصور من الأشياء الممنوعة على الشاطئ.
همچنین عکس گرفتن در ساحل ممنوع است.
💡 فهو يقضى السهرات مع األصحاب في مشاىدة األفالـ الممنوعة وغيرىا من المحرمة.
او عصرها را با دوستانش به تماشای فیلمهای ممنوعه و سایر چیزهای ممنوعه میگذراند.
💡 أزال الحارس اللافتة الممنوعة من المدخل بعد انتهاء الفعالية.
نگهبان پس از پایان مراسم، تابلوی «ورود ممنوع» را از ورودی برداشت.
💡 هذه المنطقة الممنوعة لا يُسمح بدخولها إلا بتصريح رسمي.
ورود به این منطقه ممنوعه فقط با مجوز رسمی امکانپذیر است.
💡 تحدّث المدرس عن العادات الممنوعة في بعض البيئات الاجتماعية.
معلم درباره عادتهای ممنوعه در برخی محیطهای اجتماعی صحبت کرد.