الممرات
🌐 راهروها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 راهروها
📌 معابر
📌 خطوط
📌 مسیرهای پیاده روی
جمله سازی با الممرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازدحمت الممرات في المدرسة عند خروج الطلاب من الفصول.
راهروهای مدرسه شلوغ شد وقتی دانش آموزان از کلاس های درس خارج شدند.
💡 امتلأت الممرات بالسيّلة الطينية، فتعطّلت حركة السيارات ساعات طويلة.
معابر پر از گل و لای شد و رفت و آمد را برای ساعتها مختل کرد.
💡 كانت الممرات في المدرسة واسعة وآمنة لمرور الطلاب بين الفصول.
راهروهای مدرسه عریض و امن بودند تا دانشآموزان بتوانند بین کلاسها رفت و آمد کنند.
💡 الصمت ساد الممرات في المستشفى، لأن المرضى كانوا يحتاجون إلى الراحة.
سکوت در راهروهای بیمارستان حکمفرما بود، زیرا بیماران به استراحت نیاز داشتند.
💡 يظهر الاعتناء بالحديقة من خلال نظافة الممرات وتناسق الأزهار.
توجه به باغ در تمیزی مسیرها و هماهنگی گلها مشهود است.
💡 بعد أن دورت في الممرات الطويلة، وجدتُ المكتب أخيرًا.
بعد از گشتن توی راهروهای طولانی، بالاخره دفتر رو پیدا کردم.
💡 يحتاج تنظيف الممرات أحيانًا إلى كسح سريع قبل وصول الضيوف.
تمیز کردن راهروها گاهی اوقات نیاز به یک جارو کردن سریع قبل از رسیدن مهمانان دارد.
💡 رأيت عاملتان تنظفان الممرات قبل افتتاح المبنى.
دو کارگر زن را دیدم که قبل از افتتاح ساختمان، راهروها را تمیز میکردند.
💡 قد کنت أبحث عنك في الممرات عندما سمعت صوتك.
داشتم تو راهروها دنبالت میگشتم که صداتو شنیدم.
💡 بسبب الإهمال في تنظيف الحديقة، واحلت الممرات وأصبحت زلقة جدًا على الأطفال.
به دلیل بیتوجهی در تمیز کردن باغ، مسیرها خراب شده و برای کودکان بسیار لغزنده شدهاند.
💡 نظفت الإدارة الممرات بعد انتهاء الحفل لتكون جاهزة لاستقبال الضيوف.
پس از مراسم، مدیریت راهروها را تمیز کرد تا آماده پذیرایی از مهمانان باشد.
💡 في السوق، دفع الرجل عربة يد مليئة بالخضار بين الممرات الضيقة.
در بازار، مرد یک گاری دستی پر از سبزیجات را بین راهروهای باریک هل میداد.