الممر
🌐 راهرو
دیکشنری عربی به فارسی
📌 راهرو
📌 مسیر ماشینرو
📌 دنباله
📌 گذرگاه
جمله سازی با الممر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعنا اوي في الممر قبل أن يدخل الجميع إلى القاعة.
قبل از اینکه همه وارد سالن شوند، در راهرو حرفهای زیادی شنیدیم.
💡 بعد العاصفة، انترشت الحصى في الممر أمام المنزل بشكل واضح.
بعد از طوفان، سنگریزهها به وضوح در مسیر ورودی جلوی خانه پراکنده شده بودند.
💡 لا تصرخْ في الممر حتى لا تزعج المرضى في المستشفى.
در راهرو فریاد نزنید تا مزاحم بیماران در بیمارستان نشوید.
💡 سار باهنا في الممر الطويل حتى وصل إلى قاعة المحاضرات.
بهنا در راهروی طولانی قدم زد تا به سالن سخنرانی رسید.
💡 لا تترکوا أمتعتكم في الممر حتى لا تعيقوا دخول الناس.
وسایل خود را در راهرو نگذارید تا مانع ورود افراد نشوید.
💡 تقدما بخطوات ثابتة حتى وصلا إلى نهاية الممر الطويل.
با گامهای استوار پیش رفتند تا به انتهای راهروی طولانی رسیدند.
💡 تحدثت مع المدير سريعًا، ثم خرجت لألحقه في الممر وأشرح له الأمر تالحقه.
مختصری با مدیر صحبت کردم، سپس بیرون رفتم تا در راهرو او را ببینم و موضوع را برایش توضیح دهم.
💡 فترسع من خطواتك نحو الضوء المظلم الذي ر الذي يف نهاية الممر
قدمهایت را به سمت نور کمسویی که در انتهای راهرو قرار دارد، تندتر کن
💡 سقطت في الممر بين كراسي الركاب, صاح بي السائق باإلنكليزية: أجلسها
او در راهروی بین صندلیهای مسافران افتاد. راننده به انگلیسی سر من فریاد زد: «بنشینش!»
💡 هبت الریحُ بقوةٍ حتى أغلقت الأبواب في الممر الضيق.
باد آنقدر شدید وزید که درهای راهروی باریک را بست.
💡 نظرتُ إلى الممر بضیق شديدٍ قبل أن أمرَّ منه بحذر.
قبل از اینکه با احتیاط از راهرو عبور کنم، با نگرانی زیادی به آن نگاه کردم.
💡 كان الممر نظيفًا بعد أن أزالوا كل بعريٍ من الساحة الخلفية.
بعد از اینکه تمام کودها را از حیاط خلوت بیرون آوردند، پیادهرو تمیز شده بود.
💡 وقفتُ عند الممر إلی أن دخلت المعلمة الفصل مبتسمة.
کنار راهرو ایستادم تا معلم خندان وارد کلاس شد.
💡 تحرك اللص بخف شديد داخل الممر المظلم.
دزد خیلی یواشکی وارد راهروی تاریک شد.