الممثلين
🌐 بازیگران
دیکشنری عربی به فارسی
📌 نمایندگان
📌 بازیگران
📌 نماینده
📌 نمایندگی شده
📌 بازیگر
جمله سازی با الممثلين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال المخرج إن الممثلين تقمصان الدورين بسرعة لافتة.
کارگردان گفت که بازیگران با سرعت قابل توجهی نقش ها را از آن خود کردند.
💡 اجتمع المخرج مع الممثلين لمناقشة تفاصيل المشهد الأخير قبل التصوير.
کارگردان قبل از فیلمبرداری با بازیگران ملاقات کرد تا در مورد جزئیات صحنه آخر صحبت کند.
💡 ازدادت شعبية الفيلم بعد عرضه الأول بسبب قصته المؤثرة وأداء الممثلين الممتاز.
محبوبیت این فیلم پس از نمایش اولیهاش به دلیل داستان تأثیرگذار و بازیهای عالی بازیگران افزایش یافت.
💡 وأماكن الوقوف المتاح استعمالها محظورة على موظفي البعثات مت غير الممثلين الدائمين.
استفاده از فضاهای پارکینگ موجود برای کارکنان نمایندگی به جز نمایندگان دائم ممنوع است.
💡 تلقى الممثلين تدريبًا مكثفًا على الأداء الصوتي والحركة على المسرح.
بازیگران آموزشهای فشردهای در زمینه صداپیشگی و حرکات صحنهای دیدند.
💡 وقف الممثلين في صف واحد لتحية الجمهور بعد انتهاء الحفل.
بازیگران پس از پایان کنسرت برای استقبال از تماشاگران در صف ایستادند.