المعهود

🌐 معمول

«المعهود» یعنی «آشنای شناخته‌شده»، «آنچه سابقه دارد»، یا «چیزی که میان مردم شناخته و رایج است». این واژه می‌تواند به امر یا وضعی اشاره کند که قبلاً وجود داشته و برای مخاطب یا جامعه معلوم است. در متون عربی، «المعهود» اغلب در برابرِ امر تازه یا ناشناخته می‌آید.

قید (adverb)

📌 معمولاً

صفت (adjective)

📌 معمولی

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 معمولی

📌 مرسوم

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 سپرده شده

📌 اجباری

دیکشنری عربی به فارسی

📌 معمول

جمله سازی با المعهود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬جاء اليوم المعهود والتقيت بذاك العريس المعهود

روز موعود فرا رسید و من با داماد مورد انتظار ملاقات کردم.

💡 التزمَ الفريقُ بالنظامِ المعهود في التدريبِ اليوميِّ، فظهرتْ نتائجُهم بسرعةٍ واضحةٍ.

این تیم به برنامه تمرینی روزانه معمول پایبند بود و نتایج آنها به سرعت و به وضوح ظاهر شد.

💡 ‬لست أدري عن مقدار المدة التي مكثتها في مركز إسعاف الهالل‬ ‫األحمر المعهود حتى أعادني أبي إلى المنزل‪

نمی‌دانم چقدر در مرکز آمبولانس هلال احمرِ همیشگی ماندم تا اینکه پدرم مرا به خانه برد.

💡 عادَ المديرُ إلى أسلوبِه المعهود في التعاملِ الهادئِ مع الموظفينَ خلالَ الاجتماعِ الأخيرِ.

مدیر در آخرین جلسه به رویکرد آرام همیشگی خود در برخورد با کارمندان بازگشت.

💡 ‬يجد نفسه أمام منزل صديقه وقد غشى األسود‬ ‫أركانه وفقد هدوءه المعهود‪

او خود را در مقابل خانه دوستش می یابد که در تاریکی فرو رفته و آرامش همیشگی خود را از دست داده است.

💡 اختارَ المتحدثُ الطريقَ المعهود لتفسيرِ المشكلةِ بدلَ الدخولِ في تفاصيلَ معقدةٍ.

گوینده به جای پرداختن به جزئیات پیچیده، روش معمول را برای توضیح مشکل انتخاب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران