المعلمة

🌐 معلم

این واژه مؤنثِ «المعلم» است و به معنای «معلم زن، آموزگار، استاد زن» می‌باشد. برای زنی به کار می‌رود که در مدرسه، دانشگاه یا هر محیط آموزشی، وظیفه آموزش دارد.

اسم (noun)

📌 معلم

📌 پارامتر

جمله سازی با المعلمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أوضحت المعلمة إن إلی الدرسِ القادمِ يجبُ إحضارُ الكتاب.

معلم توضیح داد که کتاب باید برای درس بعدی آورده شود.

💡 أوضحت المعلمة إن إلا الاجتهادَ لا يكفي وحده من دون تنظيم الوقت.

معلم توضیح داد که سخت‌کوشی به تنهایی و بدون مدیریت زمان کافی نیست.

💡 استخدمتْ المعلمة طريقة القصصية لتسهيل فهم الدرس على الطلاب.

معلم برای اینکه دانش‌آموزان راحت‌تر درس را بفهمند، از روش داستان‌سرایی استفاده کرد.

💡 أوضحت المعلمة إن إليّ مهمةُ توزيعِ الأوراق على الطلاب.

معلم توضیح داد که من وظیفه دارم برگه‌ها را بین دانش‌آموزان توزیع کنم.

💡 ذكرت المعلمة إن إليها عادَ الطلابُ بعد انتهاء الاستراحة.

معلم اشاره کرد که دانش‌آموزان پس از پایان زنگ تفریح پیش او برگشتند.

💡 نظرت الفتاة إلی المعلمة باهتمام وهي تشرح الدرس.

دختر با دقت به معلم نگاه می‌کرد و درس را توضیح می‌داد.

💡 رفعت المعلمة يدها وقالت للطلاب: الصه، سنبدأ الآن شرح الدرس الجديد.

معلم دستش را بالا برد و رو به دانش‌آموزان گفت: هیس، حالا شروع به توضیح درس جدید می‌کنیم.

💡 قدمت المعلمة املولفة للطلاب قبل بدء النقاش الأسبوعي.

معلم قبل از شروع بحث هفتگی، کتاب را به دانش‌آموزان ارائه داد.

💡 تضرب المعلمة امثالًا كثيرة لتبسيط المعنى للطلاب أثناء الشرح.

معلم در طول توضیح، مثال‌های زیادی برای ساده‌سازی مفهوم برای دانش‌آموزان ارائه می‌دهد.

💡 عرضت المعلمة ثلاث صور، ثم طلبت من الطلاب تفسير إحداها.

معلم سه تصویر را نشان داد، سپس از دانش‌آموزان خواست تا یکی از آنها را تفسیر کنند.

💡 وضعتِ المعلمة الكتب على الطويلة ثم بدأت تشرح الدرس للطلاب.

معلم کتاب‌ها را روی میز بلند گذاشت و سپس شروع به توضیح درس برای دانش‌آموزان کرد.

💡 طلبت المعلمة شرح لفظ امببصمي قبل أن نواصل قراءة النص.

معلم قبل از اینکه به خواندن متن ادامه دهیم، توضیحی در مورد کلمه «imbasmi» خواست.

کلمات مرتبط