المعلمون

🌐 معلمان

این واژه جمعِ «المعلم» است و به معنای «معلمان، آموزگاران، استادان» می‌باشد. برای اشاره به چند نفر از کسانی که کار آموزش انجام می‌دهند به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 معلمان

📌 مربیان

📌 مدرسان

📌 گوروها

📌 استادان

جمله سازی با المعلمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حدث ما في المدرسة أربك الإدارة، فاجتمع المعلمون بسرعة لمعرفة التفاصيل.

اتفاقی در مدرسه افتاد که مدیریت را گیج کرد، بنابراین معلمان به سرعت جمع شدند تا از جزئیات ماجرا مطلع شوند.

💡 اجتمع المعلمون لمناقشة الخطط الجديدة لتحسين مستوى التعليم في المدرسة.

معلمان برای بحث در مورد برنامه‌های جدید برای بهبود سطح آموزش در مدرسه، گرد هم آمدند.

💡 أقاموا احتفالًا بسيطًا في ذکریٰ تأسيس المدرسة، حضره المعلمون والطلاب وأولياء الأمور.

آنها به مناسبت تأسیس مدرسه جشن ساده ای برگزار کردند که معلمان، دانش آموزان و والدین در آن شرکت داشتند.

💡 كان بن الحسن معروفًا بالذكاء والهدوء، ولذلك احترمه المعلمون كثيرًا.

ابن الحسن به خاطر هوش و آرامشش شناخته شده بود و از این رو معلمان به او احترام زیادی می‌گذاشتند.

💡 تعاون المعلمون في إعداد الأنشطة التي تنمي مهارات الطلاب المختلفة.

معلمان در تهیه فعالیت‌هایی که مهارت‌های مختلف دانش‌آموزان را توسعه می‌دهد، همکاری کردند.

💡 ‬كان يطلب المعلمون منا وضع‬ ‫فضالت الطعام داخل احدى الدالء

معلم‌ها از ما می‌خواستند که غذای مانده را داخل یکی از سطل‌ها بریزیم.

💡 تكلّم بهدوء، کما يفعل المعلمون في الصفوف الهادئة.

آرام صحبت کنید، همانطور که معلمان در کلاس‌های درس آرام این کار را می‌کنند.

💡 يعمل المعلمون كل يوم من أجل ابناءنا في المدارس والقرى.

معلمان هر روز در مدارس و روستاها برای فرزندان ما تلاش می‌کنند.

💡 شهدت المدرسة نشاطًا ثقافيًا مميزًا شارك فيه المعلمون والطلاب.

این مدرسه شاهد یک فعالیت فرهنگی قابل توجه بود که در آن معلمان و دانش‌آموزان مشارکت داشتند.

💡 يساعد المعلمون طلابهم وينصرونهم عندما يواجهون صعوبات في الفهم.

معلمان به دانش‌آموزان خود کمک می‌کنند و در مواقعی که با مشکلاتی در درک مطلب مواجه می‌شوند، از آنها حمایت می‌کنند.

کلمات مرتبط