المعدل

🌐 نرخ

به معنای «میانگین، نرخ، ضریب» یا چیزی که تعدیل و تنظیم شده است. در فارسی این واژه در زمینه‌های آماری، آموزشی و اداری زیاد دیده می‌شود، مثلاً معدل درس‌ها یا معدل رشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نرخ

📌 میانگین

📌 اصلاح شده

📌 اصلاح‌شده

📌 تعدیل شده

جمله سازی با المعدل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يختلف المعدل المطلوب للقبول من جامعة إلى أخرى.

معدل مورد نیاز برای پذیرش در دانشگاه‌های مختلف متفاوت است.

💡 قال المسافر إن قلو المعدل مناسب لمتابعة الرحلة في هذا الجو.

مسافر گفت که میانگین پایین دما برای ادامه سفر در این هوا مناسب است.

💡 حاول المدرس تحسين المعدل العام للطلاب قبل نهاية الفصل.

معلم سعی کرد نمره کلی دانش‌آموزان را قبل از پایان ترم بهبود بخشد.

💡 ارتفع المعدل السنوي للنمو الاقتصادي خلال الأشهر الأخيرة.

نرخ رشد اقتصادی سالانه در ماه‌های اخیر افزایش یافته است.

💡 وهذا المعدل اعلى بكثير مما ظهر في اطفال اكبر سنا وفى مرضى آخرين ادخلوا المستشفي.

این میزان بسیار بالاتر از آن چیزی است که در کودکان بزرگتر و سایر بیماران بستری در بیمارستان مشاهده شده است.

💡 درجة الحرارة اليوم أعلى من المعدل المعتاد في هذا الشهر من السنة.

دمای امروز بالاتر از میانگین دمای این ماه از سال است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران