اللجان

🌐 کمیته‌ها

جمعِ «لجنة» است و به معنی «کمیته‌ها» یا «هیئت‌های کاری» می‌آید؛ یعنی چند گروه یا شورای کوچک که برای کاری مشخص تشکیل می‌شوند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کمیته‌ها

📌 کمیسیون‌ها

📌 کمیته

📌 کمیسیون

📌 اجساد

📌 پانل‌ها

جمله سازی با اللجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اجتمعت اللجان المختصة لمناقشة خطة العمل الجديدة داخل المؤسسة.

کمیته‌های مربوطه برای بحث در مورد برنامه کاری جدید در درون سازمان تشکیل جلسه دادند.

💡 كونها أديبة مشهورة، كانت تظهر كثيرًا في اللجان التي تناقش الأدب الحديث.

او به عنوان یک نویسنده مشهور، مرتباً در میزگردهایی درباره ادبیات مدرن حضور می‌یافت.

💡 غير أن الدخول إلى اللوحة الإلكترونية مقصور على موظفي اللجان الإقليمية.

با این حال، دسترسی به تابلوی الکترونیکی محدود به کارمندان کمیته‌های منطقه‌ای است.

💡 تعاونت اللجان التنظيمية لضمان نجاح المؤتمر العلمي في موعده المحدد.

کمیته‌های برگزارکننده برای تضمین موفقیت کنفرانس علمی در تاریخ تعیین‌شده، همکاری کردند.

💡 ‬اششش ال تقل‬ ‫هذا كأنك لم تتثقف في اللجان الحزبية‬ ‫المحلية‪

هیس، طوری نگو انگار که هیچ آموزشی در کمیته‌های محلی حزب ندیده‌ای.

💡 قدّمت اللجان المحلية تقارير مفصلة عن احتياجات الأحياء المختلفة.

کمیته‌های محلی گزارش‌های مفصلی در مورد نیازهای محله‌های مختلف ارائه دادند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران