القارب

🌐 قایق

«القارب» به معنای «قایق، کشتی کوچک، زورق» است. این واژه معمولاً برای وسیلهٔ نقلیهٔ آبیِ کوچک به کار می‌رود که برای جابه‌جایی در رودخانه، دریاچه یا ساحل استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قایق

📌 کشتی

📌 قایق رانی

📌 قایق بادبانی

جمله سازی با القارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساعد الشباب في دفع القارب إلى الماء بعد انتهاء التنظيف.

مردان جوان پس از اتمام تمیزکاری، به هل دادن قایق به داخل آب کمک کردند.

💡 شاهدنا الصياد رقل القارب الصغير نحو الشاطئ بهدوء.

ما ماهیگیر را تماشا کردیم که به آرامی قایق کوچک را به سمت ساحل هدایت می‌کرد.

💡 جلس الصياد على يابسة الشاطئ ينتظر عودة القارب الصغير.

ماهیگیر روی خشکی ساحل نشست و منتظر بازگشت قایق کوچک شد.

💡 في المساء، يزجی الصياد شباكه إلى القارب استعدادًا للخروج.

عصر، ماهیگیر تورهایش را در قایق می‌اندازد تا برای رفتن آماده شود.

💡 يجذف البحار بقوة ليحافظ على اتجاه القارب وسط الأمواج العالية.

ملوان به سختی پارو می‌زند تا قایق را در میان امواج بلند در مسیر خود نگه دارد.

💡 ارسن القارب قرب الشاطئ ثم تأكد من ثباته جيدًا.

قایق را نزدیک ساحل لنگر بیندازید و سپس مطمئن شوید که به خوبی تثبیت شده است.

💡 لا تتركوا القارب دون خبرة، لأن الرياح المفاجئة فيغرقکم في دقائق قليلة.

بدون تجربه قایق را ترک نکنید، زیرا بادهای ناگهانی می‌توانند در عرض چند دقیقه شما را غرق کنند.

💡 رسي القارب قرب الشاطئ بعد رحلة طويلة في البحر.

قایق پس از سفری طولانی در دریا، نزدیک ساحل پهلو گرفت.

💡 بحث الصياد عن مرسيٰها المناسب قرب الساحل لحماية القارب من الرياح القوية.

ماهیگیر به دنبال لنگرگاهی مناسب در نزدیکی ساحل گشت تا قایق را از بادهای شدید محافظت کند.

💡 جلس القارب عند الشاطئ ولم يعد هناك من يجدف به بعد الغروب.

قایق در ساحل مانده بود و بعد از غروب آفتاب کسی برای پارو زدن نمانده بود.

💡 حسق الصياد الشباك قبل خروج القارب من الميناء.

ماهیگیر قبل از اینکه قایق بندر را ترک کند، تورها را برپا کرد.

💡 ركب السياح القارب عند الغروب ليشاهدوا جمال البحر الهادئ.

گردشگران هنگام غروب آفتاب سوار قایق شدند تا شاهد زیبایی دریای آرام باشند.

💡 وغرق القارب الصغير بعد أن اشتدت الأمواج في البحر المفتوح.

قایق کوچک پس از شدت گرفتن امواج در دریای آزاد غرق شد.

💡 لا تترك القارب صغيرًا حتى لا تغرق في الموج العالي.

قایق را خیلی کوچک رها نکنید تا در امواج بلند غرق نشود.

💡 في الميناء، وسکان البحّار الحبلَ بقوة حتى ثبت القارب على الرصيف.

در بندر، خدمه ملوان طناب را محکم کردند تا قایق به طور محکم به اسکله ثابت شود.

💡 وقف الصياد عند ظول الساحل ينتظر عودة القارب قبل غروب الشمس.

ماهیگیر کنار ساحل ایستاده بود و منتظر بود تا قایق قبل از غروب آفتاب برگردد.

💡 جلس الصياد مظلما على الشاطئ ينتظر عودة القارب في نهاية المساء.

ماهیگیر در تاریکی ساحل نشست و منتظر بازگشت قایق در پایان عصر شد.

💡 عاط الصياد الشبكة فوق القارب ثم بدأ يجهّز أدواته للصيد.

ماهیگیر تور را روی قایق انداخت و سپس شروع به آماده کردن وسایل ماهیگیری خود کرد.

💡 وقف الصياد قرب دريا ينتظر عودة القارب قبل حلول المساء.

ماهیگیر نزدیک دریا ایستاده بود و منتظر بود تا قایق قبل از غروب برگردد.

💡 ربط الأطفال القارب جيدًا عند الشاطئ قبل أن يذهبوا للسباحة.

بچه‌ها قبل از اینکه شنا کنند، قایق را محکم در ساحل بستند.

💡 استد القارب قليلًا نحو الشاطئ بسبب قوة التيار.

قایق به دلیل جریان شدید آب، کمی به سمت ساحل منحرف شد.

💡 الصياد بحبل القارب جيدًا قبل أن تشتد الرياح على الشاطئ.

ماهیگیر طناب قایق را خیلی قبل از اینکه باد در ساحل وزیدن بگیرد، محکم کرد.

💡 تعطل القارب وسط النهر، فانجينٰکم الصيادون بمركبهم القريب.

قایق در وسط رودخانه خراب شد، بنابراین ماهیگیران شما را با قایق نزدیک خود نجات دادند.

💡 وقف مركبو القارب ينتظرون الإشارة قبل المرور عبر الممر المائي الضيق.

خدمه قایق قبل از عبور از آبراه باریک، منتظر علامت ماندند.

کلمات مرتبط