الغامض

🌐 مرموز

یعنی «مبهم»، «نامفهوم» یا «رازآلود»؛ برای چیزی که روشن و آشکار نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مرموز

📌 رمز و راز

📌 مبهم

📌 معمایی

📌 عرفانی

جمله سازی با الغامض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا ينبغي للمديرِ أن يعتمدَ على الكلامِ الغامض ليوحون الموظفينَ قبلَ القرارِ.

یک مدیر نباید قبل از تصمیم‌گیری، برای گمراه کردن کارمندان به زبان مبهم تکیه کند.

💡 كان الخطاب الغامض يحتاج إلى تفسير من شخص يعرف التفاصيل.

این نامه‌ی مرموز نیاز به توضیح از کسی داشت که از جزئیات آن مطلع باشد.

💡 ‫ذلك األمل الغامض كان من ضمن أسباب معارضتهم لما يقوله‬ ‫عبدون‪

آن امید مبهم از جمله دلایل مخالفت آنها با گفته‌های عبدون بود.

💡 ‬وربما كراهيتي في الطفولة له ردة على‬ ‫سلوك الطفل ضد الغامض من العالم‪

شاید نفرت کودکی من از او واکنشی به رفتار یک کودک در قبال دنیای اسرارآمیز بود.

💡 بقي الغامض صامتًا طوال الجلسة، ولم يشرح سبب تأخره.

مرد مرموز در تمام طول جلسه ساکت ماند و دلیل تأخیرش را توضیح نداد.

💡 ‫فزع امللك من املستقبل الغامض الذي ظهر أمامه وشعر بالندم ألنه‬ ‫مل يفعل شيئا إزاء تدهور صحة امللكة األوىل‪«

پادشاه از آینده‌ی نامعلومی که پیش رویش بود وحشت داشت و از اینکه هیچ کاری برای سلامت رو به وخامت ملکه‌ی اول انجام نداده بود، پشیمان بود.

💡 أحب القراء الرواية لأن بطلها الغامض يثير الفضول من البداية.

خوانندگان این رمان را دوست داشتند زیرا شخصیت اصلی مرموز آن از همان ابتدا کنجکاوی را برمی انگیخت.

کلمات مرتبط