ٱبنه

🌐 پسرش

یعنی «پسرِ او» یا «فرزند پسرِ او». این شکل از «ابن» همراه با ضمیر «ـه» تشکیل شده و به پسر شخص سوم اشاره می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پسرش

📌 پسر آنها

📌 بچه اش

📌 فرزندش

📌 فرزند آنها

📌 بچه آنها

جمله سازی با ٱبنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اصطحبت الأم ابنه إلی المدرسة في الصباح الباكر.

مادر صبح زود پسرش را به مدرسه برد.

💡 حتك الأب ابنه على احترام الوقت وعدم التأخير.

پدر از پسرش خواست که به زمان احترام بگذارد و دیر نکند.

💡 دعا الرجل صهره إلى العشاء احتفالًا بترقية ابنه في العمل.

مرد، دامادش را به شام دعوت کرد تا ارتقای شغلی پسرش را جشن بگیرد.

💡 تولی الأبُ تعليمَ ابنه القراءة منذ سنواته الأولى.

پدر از همان سال‌های اولیه زندگی پسرش، خواندن را به او آموخت.

💡 كانت ابنة المدير تتحدث بثقة أمام الحضور في الحفل المدرسي.

دختر مدیر مدرسه با اعتماد به نفس در مقابل حضار در مراسم مدرسه صحبت می کرد.

💡 جاءت ابنة الجيران لتسأل عن الدرس الذي فاتها أمس.

دختر همسایه آمد تا در مورد درسی که دیروز از دست داده بود، سوال کند.

💡 قالت الأم: ابنة يا صغيرتي، احفظي كتبك جيدًا قبل النوم.

مادر گفت: دختر عزیزم، قبل از خواب کتاب‌هایت را خوب حفظ کن.

💡 شعر الأب بـ االنشراح عندما سمع خبر نجاح ابنه في الجامعة.

پدر وقتی خبر موفقیت پسرش را در دانشگاه شنید، احساس آرامش کرد.

💡 نصح الأب ابنه ألا تعص القوانين داخل المدرسة.

پدر به پسرش نصیحت کرد که از قوانین داخل مدرسه سرپیچی نکند.

💡 ذهب الأب مع ابنه إلی الطبيب بعد أن اشتكى من الحمى.

پدر پس از شکایت پسرش از تب، او را نزد پزشک برد.

💡 حذّرَ الأبُ ابنه من الوقوعِ في فخ الأصدقاءِ السيئين.

پدر، پسرش را از افتادن در دام دوستان ناباب برحذر داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران