الرايح

🌐 اونی که میره

«الرايح» در عربی معیار معمولاً از «الذهاب» یا «الرواح» می‌آید و در برخی گویش‌ها به معنی «رفتن»، «رونده» یا «کسی که می‌رود» است. در گفتار محاوره‌ای برخی مناطق عربی، «رايح» یعنی «دارد می‌رود» یا «رفته / در حال رفتن». همچنین ممکن است در بعضی زمینه‌ها معنای «آرامش‌یافته / از بین‌رفته» هم بدهد.

جمله سازی با الرايح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان الرايح من القرية قد عاد مساءً بعد إنهاء أعماله في المركز.

مردی که از روستا رفته بود، عصر، پس از پایان کارش در مرکز، برگشته بود.

💡 ‬بعد تكبرية اإلحرام مباشـ ـ ــرة عال صـ ـ ــوت صـ ـ ـراخ رضـ ـ ــيع طغى عويله‬ ‫على صفري الرايح والعواصف‪.

بلافاصله پس از تکبیر افتتاحیه، صدای جیغ نوزادی بلند شد که ناله‌اش، صدای زوزه باد و طوفان را در خود غرق کرده بود.

💡 ‬من يوم ما اتحدد كتب الكتاب‬ ‫وكل الرايح والجاى يوصينى عليك‪.

از روزی که عقد بسته شد، هر کسی که می‌آید و می‌رود، از تو برایم می‌گوید.

💡 ‫القدس ليست قصة ومهية تذرو الرايح اذلارايت الكهما‪.

اورشلیم یک داستان یا مفهومی نیست که با باد پراکنده شود، اگر آن دو را ببینید.

💡 ‬لكن الشيء‬ ‫إال أشباح شجر احلور والسنداين تكاد تتكسر من قوة الرايح العاتية مع عويل‬ ‫صفريها القادم من الوداين اخلاوية‪

اما تنها چیزی که باقی مانده، پیکره‌های شبح‌وار درختان صنوبر و بلوط است که تقریباً در اثر باد شدید و زوزه و سوت باد که از دره‌های خالی می‌آمد، خرد شده‌اند.

💡 التقط السائق الرايح عند الموقف، ثم واصل طريقه بسرعة نحو المدينة.

راننده مسافر را در ایستگاه سوار کرد، سپس به سرعت به سمت شهر ادامه داد.

💡 شاهدتُ الرايح إلى السوق وهو يحمل معه بعض الهدايا لأطفاله.

مردی را دیدم که به بازار می‌رفت و هدایایی برای فرزندانش حمل می‌کرد.

ضحاک یعنی چه؟
ضحاک یعنی چه؟
نکس یعنی چه؟
نکس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز