الاولی

🌐 اول

این واژه در عربی می‌تواند «نخستین»، «اولی»، یا «سزاوارتر» معنی شود. همچنین در مواردی مانند «الأولى» به عنوان مؤنثِ «اول» یا به معنای «مناسب‌تر و شایسته‌تر» به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اول

جمله سازی با الاولی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الطبيبة من الاولی إن الفحص المبكر يساعد على العلاج السريع.

پزشک بخش اول گفت که تشخیص زودهنگام به درمان سریع کمک می‌کند.

💡 وصلت الاولی إلى القاعة قبل بقية الضيوف بدقائق قليلة.

نفر اول چند دقیقه قبل از بقیه مهمان ها به سالن رسید.

💡 شهدت المدرسة نشاطًا ثقافيًا مميزًا في جمادي الاولی من هذا العام.

این مدرسه در جمادی الاولی امسال شاهد یک فعالیت فرهنگی چشمگیر بود.

💡 وصلت الحافلة من الاولی إلى المحطة قبل الموعد بخمس دقائق تقريبًا.

اتوبوس از ایستگاه اول تقریباً پنج دقیقه زودتر به ایستگاه رسید.

💡 يفضل بعض الناس بدء مشاريعهم الجديدة في جمادي الاولی تفاؤلًا ببداية هادئة.

برخی افراد ترجیح می‌دهند پروژه‌های جدید خود را در ماه جمادی‌الاولی آغاز کنند، چرا که به شروعی آرام خوش‌بین هستند.

💡 هذه هي الاولی التي أسمع فيها هذا الخبر من مصدر موثوق.

این اولین بار است که این خبر را از یک منبع موثق می‌شنوم.

💡 اختار المدير الحل من الاولی لأنه كان الأسهل والأكثر أمانًا للجميع.

مدیر اولین راه حل را انتخاب کرد زیرا برای همه آسان ترین و امن ترین بود.

💡 سافرنا إلى القرية في مطلع شهر جمادي الاولی لزيارة الأقارب.

ما در اوایل ماه جمادی الاولی برای دیدار اقوام به روستا سفر کردیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران