الإحساس

🌐 احساس

یعنی احساس کردن، ادراک عاطفی یا دریافت درونیِ یک حالت، درد، لذت یا تأثر. این واژه هم به حس‌های ظاهری مربوط می‌شود و هم به حالات درونی و عاطفی انسان، مانند احساس اندوه، شادی یا ترس.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 احساس

📌 حس

📌 آهنگ از

📌 ادراک

📌 احساسات

جمله سازی با الإحساس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زادَ الإحساس بالبردِ مع هبوبِ الرياحِ القويةِ مساءً.

با وزش باد شدید عصرگاهی، احساس سرما بیشتر هم شد.

💡 ظهرت الصورة املتجردة في المعرض الفني كعمل يعكس الإحساس بالحركة والضوء.

این تصویر انتزاعی در نمایشگاه هنری به عنوان اثری که حس حرکت و نور را منعکس می‌کند، به نمایش گذاشته شد.

💡 زاد الإحساس بالمسؤولية لدى الشباب بعد مشاركتهم في العمل التطوعي.

جوانان پس از شرکت در کارهای داوطلبانه، احساس مسئولیت بیشتری دارند.

💡 يمتلك الطبيب الإحساس الدقيق الذي يساعده على تشخيص الحالة بسرعة.

پزشک حس تیزبینی دارد که به او کمک می‌کند تا بیماری را به سرعت تشخیص دهد.

💡 يجب مغادرة المكان فورًا عند الإحساس بالاختناق لتفادي المخاطر.

اگر احساس خفگی کردید، برای جلوگیری از خطر، باید فوراً محل را ترک کنید.

💡 فقدَ الرجلُ الإحساس مؤقتًا في يدهِ بعدَ الحادثِ المفاجئ.

این مرد پس از این حادثه ناگهانی، موقتاً حس دستش را از دست داد.

💡 يطيل الشتاء هذا العام الإحساس بالبرد في المدينة الجبلية.

امسال، زمستان احساس سرما را در این شهر کوهستانی طولانی‌تر کرده است.

💡 يساعد النوم الجيد على تحسين و الإحساس بالنشاط في بداية اليوم.

خواب خوب به بهبود و احساس انرژی بیشتر در شروع روز کمک می‌کند.

💡 زادوما الإحساس بالمسؤولية حين أدركوا أهمية القرار القادم.

احساس مسئولیت آنها زمانی افزایش یافت که به اهمیت تصمیم پیش رو پی بردند.

💡 يتميّزُ بعضُ الفنانينَ بقدرةٍ عاليةٍ على الإحساس بتفاصيلِ المشهدِ والصوت.

برخی از هنرمندان با توانایی بالای خود در حس کردن جزئیات صحنه و صدا متمایز می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران