لغت نامه دهخدا
شاهویه.[ ی َ ] ( اِخ ) ظاهراً نام خواب گزار و معبری است مانند دانیال و ابن سیرین. ( یادداشت مؤلف ) :
بخت است بخواب دیدن خر
شاهویه چنین نهاد تعبیر.سوزنی.
شاهویه. [ ی َ / وی ] ( اِخ ) نام اجدادی است. ( لباب الانساب ج 2 ص 9 ).
شاهویه.[ ی َ ] ( اِخ ) ظاهراً نام خواب گزار و معبری است مانند دانیال و ابن سیرین. ( یادداشت مؤلف ) :
بخت است بخواب دیدن خر
شاهویه چنین نهاد تعبیر.سوزنی.
شاهویه. [ ی َ / وی ] ( اِخ ) نام اجدادی است. ( لباب الانساب ج 2 ص 9 ).
اسم: شاهویه (پسر) (فارسی) (تلفظ: shahoyeh) (فارسی: شاهویه) (انگلیسی: shahoyeh)
معنی: نام در برزویه دانشمند ایرانی، مترجم کلیله و دمنه