باوان

لغت نامه دهخدا

باوان. ( اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش صومای شهرستان ارومیه. در 6 هزارگزی جنوب خاوری هشتیان. سکنه 297 تن. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
باوان. ( اِخ ) دهی است از دهستان مرگور بخش سلوانای شهرستان ارومیه در 29هزارگزی جنوب خاوری سلوانا. و دارای 125 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

نام دهی از شهرستان رضائیه است

فرهنگ اسم ها

اسم: باوان (دختر) (کردی) (تلفظ: bāvān) (فارسی: باوان) (انگلیسی: bavan)
معنی: خانه ی پدری، جگر گوشه و عزیز، بابان، خانه ‏پدری ( نگارش کردی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم